معرفی کتاب پسرانی از جنس روی

اثر سوتلانا الکساندرونا الکسیویچ از انتشارات نگاه - مترجم: ابوالفضل الله دادی-دهه 1980 میلادی

سوتلانا آلکسیویچ با روایت داستان‌های شگفت‌انگیز سربازان، افسران، پرستاران، مادران و بیوه‌های جنگجویان شوروی که شاهد نبرد خون و اشک در افغانستان بوده یا زندگی خود را از دست داده‌اند، جان خود را به خطر می‌اندازد و برای نخستین‌بار سکوت در مورد لشکرکشی شوروی به افغانستان را می‌شکند و از خیانت، دروغ و تبلیغات حکومتی پرده برمی‌دارد که قربانیان آن نسلی هستند که امروزه جامعه کاملا آن‌ها را طرد کرده است


خرید کتاب پسرانی از جنس روی
جستجوی کتاب پسرانی از جنس روی در گودریدز

معرفی کتاب پسرانی از جنس روی از نگاه کاربران
نگاهی وحشیانه به جنگ افغانستان در دهه 1980، همانطور که از منظر شوروی گفته شد. Alexieich یک روزنامه نگار است (این کتاب بیشتر مصاحبه هایی از سربازان، کارکنان غیرنظامی، مادران و بیوه های تحت تاثیر جنگ است)، اما واضح است که او این پاسخ ها را برای اهداف روایت و اهداف لفظی خود ارائه می کند. حتی اگر شما علاقه خاصی به این جنگ خاص نداشته باشید، این کتاب یک نگاه کاملا قانع کننده به چیزهای مختلف است: روحیه اطاعت از دستورات بدون آنها (استعداد خاصی از سربازان و شهروندان شوروی در کل)؛ سکوت و محرمانه دولت / رسانه های شوروی در مورد جنگ؛ سربازان احساس غرور و شرمساری را متضاد می دانند؛ انواع مختلف PTSD؛ و انکار، تجاوز، پذیرش، و سردرگمی که این @ unsafe @ war هنوز هم الهام بخش است، به عنوان مردم سعی می کنید خاطرات خود را از آن مرتب کنید. خواندن قدرتمند

مشاهده لینک اصلی
در خود\u003e ته وجود درک spravedlivý\u003e NA، مانند کسانی که لازم zlatá ™ چوب برای Jarda Jágra و قدردانی nespravedlivý\u003e NA، به عنوان نپا ™ هزینه هر چیزی آنچه týká zpÃvánà و ریچارد و شهرستان ها است. برنده جایزه نوبل ادبیات برای Alexijevi قطعا متعلق به گروه اول از جوایز. پسران او رویای سرنوشت مادران شوروی، بیوه ها و سربازان از افغانستان هستند. už برای این zasloužila Nobelovku.Afghánská válka VA\u003e tÅ¡inou در žebÅ ™ AA kách válek nedostává úplnÄ\u003e در موقعیت vysoký و به همین دلیل در standardnÃch eských A A رخ نمی دهد برنامه درسی یا شاید من می دانم که چه می دانم، من بیش از سه بار است. پس در مورد توپ چیست؟ اتحاد جماهیر شوروی، همانند نسخه ی 68، از مرز کمک می کند. این بار مردم افغانستان با فئودالیسم روبرو می شوند. واقعیت این است که اتحاد جماهیر شوروی در همه جا شلوغ بود، شاید به سمیل. صدراعظم آلمان AlexijeviÄ použÃvá برای odůvodnÄ\u003e برای poÅ¡ahanosti války تنها výpovÄ\u003e دا مادران، فرزندان kterým vrátili © zinkový در تابوت (وظیفه پسر وظیفه است) vojáků، který توصیف خون vraždenà ، FET و život پس návratu (ÄŒlovÄ\u003e آیا ک\u003e NA در válce، اما válce ماساچوست\u003e در هر سه از až když divá تا\u003e M OA IMA kterýma VIDA\u003e L چه وجود دارد، از آنچه است که در اینجا.) zdravotnÃch و خواهران úŠ™ ednic و dalÅ¡Ãch ženských، který رفته اند به مبارزه برای بزرگ Rus.AlexijeviÄ آلمان vÅ¡echno poskládala صدراعظم بنابراین že است až Neuve را\u003e Å اطمینان حاصل می کند که این به عنوان یک کتاب همه کاره در برابر شرط های اولیه استفاده نمی شود. Protože من CHTA\u003e L از بند باز کردن válku PA ™ و همکاران EA todle شما، بنابراین من URA ایتا\u003e تنظیم کردن یک، protože من doÅ¡lo، jaká آن احمقانه است. TA ™ سوم این کتاب به توصیف کشمکش حقوقی در BA\u003e lorusku، هنگامی که\u003e který protagnisti žalovali AlexijeviÄ تایید برای urážku به افتخار protože حک چه PA ™ اثنی\u003e Å ™ و گفت چرخش nesluÄ: S تصویر vojá در اتحاد جماهیر شوروی. دومین الکیسیویچ و دیگر 10/10.

مشاهده لینک اصلی
کتاب وحشتناک در مورد جنگ و زمینه های اتحاد جماهیر شوروی سابق و نحوه نگاه آنها، و یا چگونه آنها باقی مانده است. آن را بخوانید بد خواهد بود این نبود

مشاهده لینک اصلی
چه چیزی باعث شد که این کتاب چنان قدرتمند و دلخراش بود، سادگی آن بود. در Zinky Boys، روزنامه نگار روسی، سوتلانا الکسویهویچ مصاحبه با مادران، بیوه ها، غیرنظامیان و سربازانی که زندگی آنها توسط ده سال جنگ در افغانستان توسط شوروی سابق نابود شده است. 197 صفحات با ده ها مصاحبه کوتاه که من را به اشک اشک می ریزند، افسرده، تصور می کنند که من خودم را دفن کردن پسر یا فکر کردن به آنچه که می خواهم بدون قضاوت بکشم، پر شده است. صفحه 23. یک پرستار ارتشی یادآوری می کند، گاهی اوقات ما یک روستای کل قتل عام در انتقام یکی از پسران ما ... من به یاد می آورم یک دختر دروغ گفتن در گرد و غبار مانند یک عروسک شکسته بدون اسلحه و بدون پاها ... و در عین حال ما در حال تعجب آنها ما را دوست ندارند @ چه یک نقل قول! @ و در عین حال ما تعجب کردیم که آنها ما را دوست ندارند @ برخی از داستان ها در سر من گیر کرده اند. یک سرباز به یک ترانشه پرید - و به یک معدن. پاهای او از بین رفته بود. سربازان اعتراف کردند که آنها غیرنظامیان را در اقدامات بی حد و حصر انتقام می گیرند. @ اعترافات @ به Alexievich - چگونه آنها تبدیل به حیوانات، چگونه آنها می توانند بیشتر به یک زن نگاه کنید، چگونه برخی آرزو می توانند آنها را به هر کسی که به نظر آنها راه اشتباه در خیابان است، شلیک کند. کسانی که جان سالم به در بردند بشریت را کشتند. اتحاد جماهیر شوروی افغانستان را نابود کرد. تعداد دقیق از دست رفته ها هرگز معلوم نخواهد شد، اما تخمینی از کشته شدن افغانی ها، حیرت انگیز است. شوروی ها حداقل 15،000 نفر را از دست دادند. مردان؟ من باید پسران را بگویم بسیاری از افراد مجرد، 18 تا 20 ساله بودند که تجربه نظامی کمتری داشتند، اسلحه و مهمات نامحدود به آنها داده شد و آموختند که همه چیز را از بین ببرند. افسوس، پسران زنجبی. بدنه های سربازان شوروی در خانه های تابستانی روی به خانه منتقل شدند. من می توانم یکی از این تابوت ها را به تصویر کشیدن یک بدن سالم یک نوجوان روسی، در یک مسکن مسکونی در مسکو دروغ بگویم، یک مادر که بدنش را روی آن پوشانده بود، برای پسرش گریه می کرد . صفحه 32. مادرانی که پسرش کشته شد وظیفه خود را به @ داخلی انجام داد @ برای دفاع از سرزمین مادریش. من نمی تونم ادامه بدم، فقط نمی تونم. من دو سال در حال مرگ هستم من بیمار نیستم، اما من میمیرم تمام بدن من مرده است فکر میکنم قبلا مرده بود اما هیچ کس نمی دانست. @ صفحه 53. مادر. @ آنها تابوت را آورده اند. من بر سر آن افتادم من می خواستم او را کنار بگذارم، اما آنها اجازه نمی دادند تابوت خود را برای دیدن او ببینند ... حالا فقط می خواهم در تابوت او باشم. من به گورستان می روم، خودم را بر روی سنگ قبر پرتاب می کنم و او را می بندم. @ چند موضوع مشترک در سراسر مصاحبه ها وجود دارد. یکی خیانت است تقریبا تمام سربازان و غیرنظامیانی که در افغانستان زندگی می کنند به الکسویویچ می گویند که آنها معتقد بودند که برای انجام کارهای خوب به افغانستان فرستاده می شوند. آنها در آنجا برای دفاع از ایدئولوژی، دفاع از مرزهای روسیه، برای کمک به مردم افغانستان، حقیقت سوسیالیسم را می دیدند. پس از تجربه وحشت جنگ، آنها شروع به سوال می کنند. هنگامی که آنها به خانه می رسند (اغلب بدون چشم، پاها و / یا بازوها)، احساس می کنند مجموعه ای از احساسات: غرور، انزجار، گناه، غم و اندوه، اشتیاق برای عشق و دوستی - اوراق بهادار برخی اعتقاد بر این است که در اشتباه خطوط جلو. و خیانت بسیاری از پسران - عقب انداختن، فکر می کنند 18 تا 20 ساله - مسئولیت جنایات جنگی خود را از بین می برند و آن را در دولت شوروی غول پیکر قرار می دهند. آنها انتقاد را که از سوی مردم به راه انداخته شده است، سرانجام نیز حقیقت را درک می کنند (مسکو تلاش کرد تا راز را به طور متوسط ​​سالانه 100،000 نیروهای شوروی نگه دارد؛ زمانی که تابوت روی شروع به خانه می کرد مردم شروع به درک آنچه واقعا می کردند) چسبیده به امید. صفحه 43. سرباز عمده. @ من رسما به طور کامل قبول شدم که حتی اکنون، بعد از اینکه همه خواندن و شنیدن، من هنوز امیدوارم که زندگی ما به طور کامل هدر داده شود. تراژدی بیش از یک بار رخ داده است. خانواده ها در مورد محل نگهداری پسران خود دروغ می گویند (در برخی موارد حتی سربازان مطمئن بودند که در آنجا رانندگی می کردند). سپس جنگ، بدن و ذهنشان را خراب کرد - و زندگی عاطفی آنها را شکنجه می دهد. هنگامی که سربازان به خانه بازگشتند (زنده یا در تابوت روی) آنها و خانواده هایشان دوباره به سر می بردند - با شرم مبارزه در آنچه بسیاری شروع به دیدن به عنوان یک جنگ کثیف و بی فایده. با این حال، قدرت تحولات جنگ نه تنها مخرب بود. بعضی از سربازان خواسته های خود را در افغانستان می دانند که هرگز نمی توانند دوباره در خانه بمانند: آزمایش مرگ و میر آنها، چالش برای غلبه بر سختی ها، پیوند با همنوعان خود. این احساس مثبت در مقایسه با پررنگی منفی که از صفحات پنهان می شود پنهان است اما با این وجود قابل توجه است. این احساس من را از پاراگراف نهایی جان کیهگان در مطالعه ی یک دوره ای از جنگ جهانی اول به خاطر رمز و راز آن جنگ یاد می کند. ممکن است از بسیاری از جنگ ها گفته شود. @ اگر ما بتوانیم آن ها را دوست داشته باشیم و همچنین نفرت هایمان را درک کنیم، می توانیم درک رمز و راز زندگی انسان را درک کنیم. @ Alexievich همچنین نامه های زیادی از خوانندگان دریافت کرده که صفحات آخر Zinky Boys را تشکیل می دهند. برخی از او از او تشکر کردند دیگران او را برای گزارش حقیقت مجبور کردند. شما می توانید برخی از روس ها احساس آزادی در نهایت قادر به انتقاد از دولت خود را، برای نهایت قادر به L ...

مشاهده لینک اصلی
برای من بهترین کتاب سال جاری است. و اگر کتاب POA © Ãtám منتشر شده این سال، و در صورتی که کتاب POA Ãtám که من © امسال و ETL، بنابراین بچه ها\u003e LA در اول و دوم با دود MAST © علیا از گیل Tsukiyama (آن غواص گوش گوش است). \"سوتلانا الکیزیوی نویسنده ی کتاب مقدس است که از جایزه نوبل قدردانی می کند. این کتاب sbÃrkou vyprávÄ\u003e برای vojáků است، خواستار ™ و astnili اشغال ÃºÄ Afgánistánu بین 79 â € \"89 © آن ها و قرن ها از دست رفته © تاکائو مادران و داماد خود. نویسنده به ارزیابی، نه درست vyprávÄ\u003e برای ÃºÄ astnÃků و تنها závÄ\u003e R â € žzpovÄ\u003e DIA € œ را JMA خود © خوبی، رتبه خود و با سلاح ©\u003e sloužili. رتبه و نوع سلاح ممکن است - اگر آنها مایلند ناشناس باشند. مشابه\u003e آن را برای مادران، manželek vojáků، PA ™ ÃpadnÄ\u003e زنی که به رفته بود © Afgánistánu لا © قرارگاه سازندگی خاتم الانبیاء ™ KY، پرستار یا pracovnice.â مدنی € \"SpoleÄ در\u003e قبر خود\u003e خیابان گل های کوچک و ضخیم که در حال حاضر ذکر شده است یکی از پر رونق ترین رومانی ها است، همانطور که در همه بازیگران نوشته شده است. فیلم های آمریکایی از ویتنام، کتاب Remarque در مورد جنگ و جنگ در آلمان علیه این ضعف هستند. داستان مستند این کتاب بیشتر و بیشتر مرتبط با سرنوشت مردان و زنان است که قلب را باز کرد و جهان را باز کرد بالاترین کابوس، عمیق ترین اسرار - چیزهایی که می خواهید فراموش کنید. \"\" سربازان مادرها معمولا شروع به پوشیدن می کنند. در Nejran\u003e jÅ¡Ãm بچه ها\u003e TSTV پسر و منفی خود، و بسیاری tenኙ\u003e prožÃvá závÄ\u003e ری نو بازیگران vyprávÄ\u003e برای زمانی که مرگ مادر dozvÃdajà svých پسر. داستان قوی یک مادر است که پسرش را در تبلیغات بولشی تغذیه کرد، تا قبل از رفتن به مدرسه، برخی از کتاب ها را می دانست. هنگامی که این مادر، پس از سکوت رسمی و عزاداری در اطراف افغانستان، می داند که واقعیت وجود دارد، او سعی دارد مانع از اینکه پسرش از آنجا بیفتد نیروها، او تهدید می کند که خود را هنگامی که او می شود گرفتار اما دوست دارد که او نمی تواند آن را در کوری او انجام دهد، او نمی تواند عمل در غیر این صورت. و واقعا یک پسر به عقب می رود و من قصد دارم به تابوت روی بروم. »Frosty نیز عاشقانه برای سربازان است. هاردکور، کمبود غذا و کمبود آن در کیفیت، اطمینان حاصل می کند که تجهیزات روسی بزرگ آنها چند نسل در جهان است. © غمگین že LA © KAA ™ است و ضد عفونی rány Benzan، protože الله vždy به\u003e که نوشیدنی، že vojáci صندوق vÅ¡e چه نقطه EA علاوه بر\u003e بادبان جمع کن چمن است sjÞdÄ\u003e من و هروئین، že Voja آنها همه چیز را که به افغان ها می رسد، از جمله مهمات و سلاح ها فروش می کنند. »متأسفم که یک سرباز به جای خانه، متفاوت است افسران نظامی برای تمام هدایایی که به خانه می آورند آماده می شوند. بنابراین حتی ضبط کننده نوار و شلوار جین که آن را کشته و یا فلج کرد، در نهایت با یک افسر کابینه که تمام وقت امن بود závtera و حتی اگر سربازان زنده بمانند و با تمام افراط و تفریط، رنج او پایان نمی یابد. نمیتواند دورتر برود. او در کشور خود یک خارجی است که این جنگجو غیر ضروری را بطور قابل توجهی تغییر داده است و قهرمانانی که قبل از چند سال قبل صحبت کرده بودند هیچ کس نیستند \"در غار، بخش تازه ای اضافه شده است، که در مورد سرنوشت این کتاب است و اینکه چگونه نویسنده نه تنها به او قضاوت کرد، که سربازان و اعضای خانواده اش، که به طور ناگهانی ذهن خود را تغییر داد، اما همچنین سازمان های مختلف و دستگاه دولتی. غم انگیز است که روس ها از افغانستان هرگز از مرزهای جهان استفاده نمی کنند و مجددا کشتار مردم را در کشورهای همسایه یا کشورهایی که روسیه و همسایگانش و مادران روسی دوباره آنها پسران خود را در تابوت های روی زندگی می کنند، و رسانه ها و دولت ها خوشحال هستند که هر دو تبلیغات نظامی و ملیتی خود را تغذیه می کنند.

مشاهده لینک اصلی
دسته بندی های مرتبط با - کتاب پسرانی از جنس روی


#جایزه نوبل ادبیات - #ادبیات روسیه - #دهه 1980 میلادی - #تاریخی - #جنگی -
#انتشارات نگاه - #سوتلانا الکساندرونا الکسیویچ - #ابوالفضل الله دادی
کتاب های مرتبط با - کتاب پسرانی از جنس روی


 کتاب فرهنگ کوچک هنرپیشه
 کتاب ستاره ها را بشمار
 کتاب مجموعه آثار نمایشی بکت
 کتاب شهربانو
 کتاب گذرنامه
 کتاب عاشق