معرفی کتاب پسرانگی

اثر جان مکسول کوتزی از انتشارات نشر پنجره - مترجم: شهلا طهماسبی-دهه 1980 میلادی

ارسال شده توسط ایران کتاب در تاریخ یکشنبه 19 شهریور 1396
در پسرانگی، جان مکسول کوتزیه دوباره پا به آفریقای جنوبی نیم قرن پیش می‌گذارد. تا از حال و هوای درونی‌اش بگوید و از کودکی‌اش بنویسد. راوی نوجوان ماجرای پسرانگی در مرکز ناحیه‌ی کوچکی در آفریقای جنوبی بزرگ شد. با پدری که شاید در ظاهر سرمشقش بود اما در دل وقعی به او نمی‌نهاد، و مادری که او هم از جان و دل می‌پرستیدش و هم مایه‌ی بیزاری‌اش می‌شد. راهش را در دنیایی پیش گرفت که قوانین بی‌چون و چرا بودند، اما او می‌دانست که باید مطیع باشد. در این دنیای ضد و نقیض، پسرانگی ما را به شیوه‌ای بی‌واسطه و به یادماندنی با دلواپسی‌ها، شادی‌ها و هراس‌های دوران کودکی او همراه می‌کند. کوتزیه در این‌جا با نگاهی جوینده اما بی‌طرف ردپای کودکی‌اش را دنبال می‌کند ـ شاید تا خود را بازشناسد


خرید اینترنتی کتاب پسرانگی
معرفی کتاب پسرانگی
جستجوی کتاب پسرانگی در گودریدز

معرفی کتاب پسرانگی از نگاه کاربران
بررسی یکی از رمان های کوتزی در مورد این کتاب می گوید چیزی به این معنی است که کتزی هرگز راحتی نخواهد داشت، اما او همیشه حقیقت را بیان می کند. من کتزی را به عنوان مطالعه شرمساری مطالعه می کنم و همیشه آن را به تاریخ آفریقای جنوبی متصل می کنم. این خاطره، بوگی، با صداقت نامطلوب ما را به خانه کویتز می برد، جایی که شرمساری شخصی تر و کمتر (اما نه کاملا) - سیاسی است. کوئتزی، در اینجا و در رمان های او، خواستن چشم صادقانه و غیر قابل انکار، تمایل به شهادت دادن به قلب های تاریک و محرمانه ماست. در عوض یک خواننده خودش و جهان، کمی عمیق تر، کمی صریحتر می داند. اگر می توانید آن را به دست آورید، سود بزرگ آن است.

مشاهده لینک اصلی
یک قطعه عظیم دوران کودکی من به عنوان یک بیگانه در انگلستان، یک چهارم یک قرن پس از دوران کودکی در آفریقای جنوبی صرف شده بود، اما خیلی از دنیای آن شباهت زیادی به من دارد، وابستگی شگفت آور و ناخوشایند است: بیگانگی از دنیای بالغ، حس شکنندگی شگفت انگیز کودکی از یکنواختی، عشق عمیق و غیر قابل توضیح به یک مکان در طبیعت، از دور بودن از دیگر فرزندان، نیاز دوسوگرا به احساس فاصله، اشتیاق به درخشش، اعتیاد به خواندن، مجاورت خائنانه از شرم و شرم، گسست بین تخیل و واقعیت، پازل اخلاقی و معنای دین، فانتزی های ساده لوحانه در مورد قهرمانی، غرور و افتخار ناشی از جهل عمیق، معنای خانواده، فقر، تبعیض ... قضاوت از این خاطرات، Coetzee دوران کودکی از لحاظ عاطفی دلربا بود: در دوران کودکی دانشنامه کودکان، زمان شادی بیگناهان است، که در میان چمنزارها در میان لاله ها و خرگوشهای اسم حیوان دست و پا و یا در حیاط خلوت در کتاب داستان جذب شده است. چیزی که او در ورچستر تجربه می کند، در خانه یا در مدرسه او را به این فکر می کند که دوران کودکی چیزی جز زمان دشوار و دشواری است. [...] او افریکانرها را به عنوان یک مرد در خشم همیشه در نظر می گیرد؛ زیرا قلبشان صدمه دیده اند او فکر می کند که انگلیسی ها به عنوان افرادی که به خشم نرسیده اند، زیرا آنها در پشت دیوار زندگی می کنند و قلبشان را به خوبی محافظت می کنند. [...] احساس صدمه به او، احساس آن را به صورت دقیق، به عنوان اگر او بخشی از او بود، او بخشی از او ، او می داند که او در دام است و نمی تواند بیرون برود. [...] عمه ی بی گناه، عالم بیگناه می داند در مورد عشق؟ او بیش از هزار بار بیشتر در مورد جهان می داند و زندگی خود را بیش از دست نوشته پدرش می کند. قلب او قدیمی است، آن را تاریک و سخت است، قلب سنگ. این راز پنهان او است. همانطور که خاطرات پیشرفت می کند، واضح تر می شود که سردرگمی داخلی کودک خاطره ای است که نشان دهنده سردرگمی محیط اطرافش است؛ دفاع شدید از هسته اصلی او دفاع از یک خانواده است و در فرآیند فروپاشی، آنچه که او نسبت به والدین و بستگانش ناسپاس یا ترس میکند، به معنای تاریکتر آن چیزی است که او در مورد آینده خود و در مورد آینده نامشخص و بی پروایی خود نگران است یا آن را ترس می دهد، کودک که در نیمه واقعیت والدین راه دور قرار دارد متاسفانه فقیر است که کودک به طور مرتب به مدارس درجه دوم در حومه شهر کیپ تاون برمی گردد. گاهی اوقات ناهنجاری ها افزایش می یابد. آسمان که اغلب نشسته و سرش بسته است، نه خیلی نزدیک که می تواند لمس شود، اما نه خیلی بیشتر، باز می شود، و یک فاصله می تواند به عنوان جهان واقعی را ببینید. او خودش را در پیراهن سفید خود با آستین های نوردی می بیند [...] نه یک کودک، نه چیزی که یک گذرنده می تواند با یک کودک تماس بگیرد، بیش از حد بزرگ است که در حال حاضر، بیش از حد بزرگ برای استفاده از این بهانه، هنوز هم به عنوان احمقانه و خودبهخود به عنوان یک کودک: کودکانه، گنگ؛ نادان عقب مانده در یک لحظه مثل این می تواند پدر و مادرش را از بالای بالا ببیند، بدون خشم: نه به عنوان دو وزن خاکستری و بدون فرم که خود را بر روی شانه های خود قرار می دهند و روز و شب خود را بدبخت می کنند، اما به عنوان یک مرد و یک زن زندگی می کنند و مشکلات زندگی پر از خودشان. آسمان باز می شود، او جهان را به عنوان آن را می بیند، پس آسمان بسته می شود و او دوباره خود را، زندگی می کند تنها داستان او خواهد شد اعتراف، داستان خود را. خاطرات چاقو جراح که coldly بررسی و آشفتگی آشفتگی، سردرگمی تمایلات و احساسات دوران کودکی در یک زمین دشوار.

مشاهده لینک اصلی
اینscenes از زندگی استانی @ به مراتب بیش از انتظارات من. JMC در مورد جوانان و تصاویر ماندگار خود از جوانانش به خوبی نوشته است. به خصوص تنوع نژادی از خانه اش که نژادپرستی عمیق را حتی در سن های اولیه ای که افریقایی ها صحبت می کنند خنده دار است، اما همه سفیدپوستان پسران را به عنوان یهودیان غیرقابل اعتماد مشاهده می کنند. یک بحث پر سر و صدا از والدین پسران وجود دارد. مادرش خانه را اجرا می کند و از این واقعیت سپاسگزار است. پدر او درجه دوم در همه او انجام می دهد و نسخه های مختلف از رسوایی در سراسر در سراسر تا زمانی که در نهایت او به عنوان دروغ گفتن مست می شود که عمل قانون شکست خورده است و خانواده بدون درآمد را ترک می کند. در آثار بعدی، یعنی «خاطرات یک سال بد»، نویسندگان خودخواهانه در مورد خودشان مایه تاسف هستند. او کتاب های زیادی را برای درک بهتر تاریخ به دست می آورد. من آن را عجیب و غریب است که آن را در بخش بیوگرافی عمومی کتابخانه بروکلین قفل شده است در حالی که سومین بار سومین بار سه ماهه فصل تابستان را به عنوان یک رمان در نظر گرفته شده است. من حدس می زنم اولویت بازاریابی ناشران آن است که آن را یک رمان نامگذاری کند.

مشاهده لینک اصلی
این یادداشت کوتزی است. این باعث می شود که شما کمی شک کنید که چرا کویته می نویسد. ساختار حکم بسیار غیر معمول و لذت بخش در سراسر - شخص ثالث، زمان کنونی، همیشه در رابطه با خود 10 ساله خود است. هیچ چیز ایده آل نیست، هیچ چیز بیش از حد مبهم است. این یک جوان، گاهی اوقات Afrikaner، بچه تظاهرات کاتولیک است که رشد می کند نسبتا راحت در یک مکان با بسیاری از اختلافات اجتماعی و با پدر و مادر او resents. او را به سمت درون، به شدت می چرخاند، احتمالا راه دیگری ندارد. @ چیزی در حال تغییر است او به نظر می رسد همواره شرمنده است. او نمی داند که چشمانش چشمانش را هدایت کند، چه کار با دستانش، چطور بدنش را حفظ کند، چه عبارتی در چهره اش قرار می گیرد. هر کس به او خیره شده است، به او قضاوت می کند، او را پیدا می کند. او احساس می کند که خرچنگ از پوسته اش بیرون می آید، صورتی، زخمی و زشت است. @

مشاهده لینک اصلی
پسر بودن یک رمان کوتاه در جوانان کویته است که در کیپ غربی رشد می کند. به طرز شگفت انگیزی نوشته شده است، بسیار جذاب است، اما زمانیکه به درک نقطه ی رمان می رسیدم، به من کمک کرد. همانطور که با بیشتر بیوگرافی ها، هیچ قصه داستان واقعی وجود ندارد، هیچ طرح واقعی، اما این نکته نیست. Coetzee نشان می دهد که چگونه او، به عنوان یک پسر، با معنای وجود خود مبارزه، همه چیز مورد سوال و درک چیزی نیست. در آخرین صفحه کتاب، Coetzee یک وحشی کوچک به دلایل خود برای نوشتن می نویسد: او فقط به فکر انجام دادن است. او چگونه همه چیز را در سرش، تمام کتابها، همه مردم، همه داستانها را حفظ خواهد کرد؟ و اگر او آنها را به یاد نمی آورد، چه کسی خواهد بود؟ @ آن کمی از کوه نوردی است، اما چیزی برای تعطیل کردن به جستجوی فکری کوتزی پسر در طول رمان و، ظاهرا، کوتزی در طول جوانان خود می گذارد.

مشاهده لینک اصلی
دسته بندی های مرتبط با - کتاب پسرانگی


#داستان ماجرایی - #جایزه نوبل ادبیات - #ادبیات آفریقا - #ادبیات داستانی - #ادبیات معاصر - #دهه 1980 میلادی - #انتشارات نشر پنجره - #جان مکسول کوتزی - #شهلا طهماسبی
#انتشارات نشر پنجره - #جان مکسول کوتزی - #شهلا طهماسبی
کتاب های مرتبط با - کتاب پسرانگی


 کتاب دلبند
 کتاب آقای جودت و پسران
 کتاب تروریست خوب
 کتاب سه گانه ی نیویورک
 کتاب برفک
 کتاب منظر پریده رنگ تپه ها