کتاب مرگ مورگان

اثر آن تایلر از انتشارات افراز - مترجم: کیهان بهمنی-دهه 1980 میلادی

مورگان گارور در فروشگاه سخت افزار Cullens در شمال بالتیمور کار می کند. او دارای هفت دختر و یک همسر گرامی است، اما وقتی که او به منطقه خاکستری متوسط می رود، خانه اش رو به زوال می اندازد. سپس مورگان دو تازه جوان جوان دوست داشتنی را در شرایطی به سختی می گیرد - و همه سه کشف می کنند که هیچ کس قلب ایمن نیست.


خرید کتاب مرگ مورگان
جستجوی کتاب مرگ مورگان در گودریدز

معرفی کتاب مرگ مورگان از نگاه کاربران
آنقدر طولانی بود که من آن تیلر را خواندم، من شروع به دستش کردم. بنابراین من تصمیم گرفتم دوباره مورگان را گذرانده باشم چون یکی از کتاب هایی است که من حداقل به یاد می آورم، احتمالا این کتاب به هیچ وجه داستان خوبی نیست، زیرا این یک مطالعه شخصیت بزرگ شخصیت اصلی است، مورگان گوره . اما این کار معمولی از کار آن تیلر است، همانطور که او شناخته شده است که اعتراف می کند، هرچند او مصاحبه های زیادی را انجام نمی دهد. Passing مورگان شبیه به توریست تصادفی (بهتر از دو کتاب) است که در هر دو شخصیت های اصلی مردان بی نظیر هستند، هر چند به طرق مختلف. بدیهی است، الهام بخشیدن به مورگان، که در بالتیمور تنظیم شده، از یک مقاله در روزنامه بالتیمور در مورد یک مرد محلی است که کشف شده است که به جعل هویت پزشک و که قبلا خود را به عنوان روحانی منتقل شد. (کرافت، 1995) در یک مصاحبه، تایلر به نقل از او گفته شده است که او \"با مورگان گرفته شده است، زیرا او همیشه از طرفداران و فریب های آنها مجذوب شده است.\" و مورگان یک قاتل مستبد است، هر زمان که لازم باشد آماده می شود: دکتر، قایقرانی رودخانه، قایقرانی، سوارکاری، هنر هنری خارجی، دزد دریایی یونان، ملوان، Daniel Boone، مخترع؛ لیست ادامه می یابد رمان با مورگان، با فرض هویت یک پزشک، هنگامی که امیلی مرید، در بین اجرای یک نمایشنامه عروسکی با شوهر لئون، به کار می رود، باز می شود. مورگان بچه را در یک ماشین عرضه می کند، و پس از آن به راه های جداگانه ای می رسند. اما مورگان احساس می کند توسط Merediths - توسط ریاضت خود، اعتماد آنها، زندگی خود را به نقشه و برنامه ریزی شده - مخالف شدید با زندگی خانگی خود است که بیش از حد با همسر (آسان رفتن) همسر Bonny، هفت دختران خود، مادر مورگان، لویزیا، که به نظر می رسد از آلزایمر و خواهر بریندل رنج می برد. او شروع به سرخ کردن خانواده جوان، پنهان کردن پشت لباس های مختلف است. زمانی که قدیمی ترین دخترش ازدواج می کند، مورگان، که قبلا فاقد حس هویت است، به یک بحران نیمه تمام تمام عیار تبدیل می شود. نه تنها دخترانش دیگر فرزند نیستند، بلکه او را شرم آور می دانند. او از پذیرش ازدواج دور می شود و راه خود را به آپارتمان Merediths، واقع در بالای Crafts Unlimited قرار می دهد، جایی که برخی از عروسک های Emilyâ € ™ ثانیه به فروش می رسد. او فراموش می کند که پوشیدن کلاه عروسی او تا زمانی که مغازه دار، خانم اپل، توسط لباس او ناراحت شده است. اما پس از آن مورگان عروسک ها را می بیند. â € œAh، پس! â € او می گوید. مگن مگن شگفت زده شده است که او به نظر می رسد لهجه را توسعه داده است - اگر چه از چه کشوری می توان گفت. مورگان پیشنهاد می کند که او را در اتاق کار خود قرار می دهد. در همین حال، او می بیند بازتابش در درب های کابینه ساخته شده از مشاجره شیشه ای و ... دیدم کوتاه و مبهم مورگان را نشان می دهد - یک مرد نشیمن، ریشو در کلاه بالا. تولوز-لاوترک. البته! او کلاه را تنظیم کرد، لبخند زد. همه چیز سیاه در شیشه شفاف شده است. او یک ستون از پارچه با رنگین کمان رنگی بر روی سر خود و یک بیل از بافتن بر روی چانه اش گذاشته بود. â € œYou ببینید، من نیز هنرمند، â € او به زن گفت. مسلما لهجه او یک فرانسوی بود. »و چون هنرمند است و معنی زیادی برایش دارد، خانم اپل را متقاعد می کند که او را به سمت پله ها به آپارتمان هدایت کند. لئون جواب می دهد و هنگامی که او مورگان را می بیند، می گوید: \"دی. مورگان، لوئیس خوشحال نیست، مورگان شرمنده است، خانم اپل می گوید خنده در مورد کل چهره، و گفت: \"اوه، شما فقیر manâ € | شما و شما â € ~ zis و zat.â € ™ â € € ~zese و zoseâ € € Sheâ € ™ ثانیه هنوز خنده پس از متقاعد کردن لئون برای نشان دادن مورگان عروسک ها. امیلی همانند لئون واکنش نشان می دهد، اما او روشن می کند: «من شما را نمی فهمم،« ... ». (او باید شناخته شده باشد. او هیچ چیز را خالص نمی کرد؛ او به عنوان پنجره هایش غیرمعمول بود). \"ما از شما چه می خواهیم؟\" بعدش چی؟ چرا شما همه آن ماهها را دنبال کردید و در درهای دروغ گفتن و در اطراف گوشه نشسته اید؟ مورگان از این حقیقت که متوجه آن شده است متلاشی شده است. و هنگامی که امیلی از او می پرسد چرا نمی تواند او را بیرون آورد و سلام کند، مثل یک فرد عادی، او می گوید این دلیل این است که شما این ایده را به دست آورده اید. من تقریبا ترجیح میدم تماشا کنم، نمیتونم ببینمت خانواده من غیرممکن است بسیار گیج کننده، بسیار خسته کننده است، - می گوید. سپس او مجموعه ای از داستان های دقیق و داستانی درباره زندگی به عنوان یک دکتر را تشکیل می دهد. پس از همه اینها، زمانی که امیلی می گوید نه، او واقعا نمی خواهد با او دوست باشد، او اعتراف می کند: «من یک دکتر نیستم. من در یک فروشگاه سخت افزاری کار میکنم. من Cullen Hardware را مدیریت میکنم. اما او بچه خود را تحویل داد! خوب، او سه تولد دخترانش را برای هیچ چیز ندیده بود. â € œ من خودم را بی اعتنایی ارائه. من این کار را اغلب انجام می دهم، در حقیقت ... این چیزی نیست که قصد دارم، شما می فهمید. تقریبا به نظر می رسد که افراد دیگر به من فشار وارد می کنند. آن روز شما برای یک دکتر در خانه تماس گرفتید: هیچکس دیگر به جلو نرفته بود. من هیچ اطلاعی از این ندارم که حقیقتا باید نوزاد را تحویل بدهم. رویدادها فقط به من رانده شده، بنابراین صحبت می کنند. \"او با\" لطفا \"ادامه می یابد. من اینطور نیستم faultâ € | چرا مردم هستند که به من اعتقاد دارند؟ و آنچه غم انگیز است این است که آنها به من اعتقاد دارند ...

مشاهده لینک اصلی
کتاب من آنتونی تایلر، که حداقل مورد علاقه من است، تا کنون ترکیب دو داستان داستان حیوانات خانگی من: 1) خیانت و 2) زن جوان، زیبا و روشن، که با مرد مسن، ناپایدار و پوسته پوشیده می شود. هنوز هم نوشته شده است

مشاهده لینک اصلی
آن تایلر خیلی خوب است. هر چی فنجان چای را نمی فهمم، اما من فقط دوست دارم خواندن رمان های او را داشته باشم. آنها دمدمی مورگان اولین بار من را تحریک کرد، اما بعد از آن به من رشد کرد. چیزی که من در مورد تایلر دوست دارم این است که او با افرادی که تقریبا * واقعی هستند به نظر می رسد، اما آنها فقط کمی. و آنها در موقعیت هایی قرار می گیرند که تقریبا * آشنا هستند، اما نه کاملا چیزی که همیشه می توانید تجربه کنید. با این حال، احساسات حلقه درست می کنند.

مشاهده لینک اصلی
Morgans Pass برای من شخصا ناامیدی بود، اما من شرط می بندم که بسیاری از طرفداران آن Tyler از آن لذت ببرند. او قطعا نویسنده ای است که سبک خود را دارد و در این کتاب به راحتی قابل مشاهده است، اما داستان این شخصیت ها به ندرت شخصیت های متفاوتی از توریست تصادفی یا طرح عاطفی شام در رستوران Homesick نیست. این مدت طول کشید تا من علاقه زیادی به این همه چیز در مورد این رمان نگرفتم و زمانی که علاقه ای را از دست دادم، برای من سخت است که به داستان برسم. من به ندرت از کتابها رها می شوم، بنابراین من تا به انتها ادامه دادم، و از آنجاییکه برنامه ای برای خواندن تمام کارهای تایلر دارم، خوشحالم که این کار را انجام دادم. با این حال، اگر موضوعی فیزیکی بود، این کتاب به طور کامل در آن قرار خواهد گرفت، حداقل برای طرفداران کتاب های غیر واقعی تر. واقع بینانه یک چیز خوب است، اما گاهی اوقات شما فقط می توانید یک پنجره را نگاه کنید یا برای پیاده روی در پارک بروید و به جای خواندن از طریق 346 صفحه، زندگی دیگران را ببینید.

مشاهده لینک اصلی
** هشدار اسپویلر ** من با مورگان Passing نا امید شدم. من نیمه اول کتاب را دوست داشتم، اما زمانی که مورگان احساسات عاشقانه ای برای امیلی داشت، ناراحت شد و در نهایت همسرش را برای او ترک کرد. به نظر می رسید که با شخصیت او سازگار نبود - مردی که فکر می کردم او بود. به نظر می رسید که همسر و دخترانش را دوست دارد - هرچند که گاهی اوقات از هرج و مرج سر بر می آورد - اما من از یک خانواده بزرگ می آیم. من احساس می کنم در حال حاضر وجود دارد اما وجود ندارد، اما من به من توضیح داد که چرا شخصیت خود را فقط آن را پشت سر گذاشت بدون یک نگاه دوم. من هنوز از نوشتن Ann Tylers و نحوه توصیف او از مردم لذت می بردم - زمانی که کتاب هایش را می خوانم، با شخصیت های خودم خیلی صمیمانه احساس می کنم. اما این یک ناامیدی برای من بود.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب مرگ مورگان


 کتاب ذرت سرخ
 کتاب شام خانوادگی
 کتاب بادبادک ها
 کتاب اتاق روشن
 کتاب آونگ فوکو
 کتاب داستان های نیویورکر