معرفی کتاب قلعه سفید

اثر ارهان پاموک از انتشارات ققنوس - مترجم: ارسلان فصیحی-دهه 1980 میلادی

ارسال شده توسط ایران کتاب در تاریخ دوشنبه 30 مرداد 1396
در قرن‌ هفدهم‌، راهزنان‌ ترک‌ جوانی‌ ونیزی‌ را اسیر می‌کنند و به‌ استانبول‌ می‌آورند. او که‌ مدعی‌ است‌ از نجوم‌، فیزیک‌ و نقاشی‌ سررشته‌ دارد، بردة‌ استادی‌ ترک‌ می‌شود. این‌ دو، ارباب‌ و برده‌، به‌ قصد شناختن‌، فهمیدن‌ و فهماندن‌ همدیگر، در خانه‌ای‌ تاریک‌ و خالی‌، در دو سوی‌ میزی‌ مقابل‌ هم‌ می‌نشینند و به‌ گفتگو می‌پردازند، سوار بر مرکب‌ حکایت‌ها و ماجراهایی‌ که‌ نقل‌ می‌کنند، به‌ ساختن‌ سلاحی‌ باورنکردنی‌ می‌رسند... داستان‌ که‌ پیش‌ می‌رود، به‌ تدریج‌ و با تأنی‌ روز به‌ شب‌ و سایه‌ها به‌ هم‌، جای‌ می‌سپارند.


خرید اینترنتی کتاب قلعه سفید
معرفی کتاب قلعه سفید
جستجوی کتاب قلعه سفید در گودریدز

معرفی کتاب قلعه سفید از نگاه کاربران
شاید ایراد از من باشد که داستان های خیلی زیاد و خوبی خوانده ام و دیگر کتابی مثل (( قلعۀ سفید )) برایم جذابیتی ندارد. شاید هم ایراد از ترجمه، کج فهمی من، و یا هزار عامل دیگر باشد، اما خلاصه این‌که من این کتاب را خواندم و اصلا هم نتوانستم با آن ارتباط برقرار کنم.
در واقع کتاب را بی تعارف، تا انتها (( تحمل )) کردم.
آن‌چه من دیدم فقط نوشته‌هایی بود برای نشان دادن روابط و هویت‌یابی هایی که نمونه های درخشانی در سطح ادبیات جهان دارد . با نگاه بد بینانه، شاید تلاشی بود در جهت آفریدن یک (( مارکز )) ترک.


مشاهده لینک اصلی
نی من منم و نی تو توئی نی تو منی
هم من منم و هم تو توئی و هم تو منی

من با تو چنانم ای نگار ختنی
کاندر غلطم که من توام یا تو منی



مشاهده لینک اصلی
yaklaåÿä ± 20 یا ± ک قلعه سفید بعد دوباره okuduäÿ من خیلی خیلی بیشتر از این زمان را دوست داشت. در طول اولین مطالعه من (من فکر کردم من بیست و بیشتر)؛ به عنوان خوانده شده okunmasä از همه چیزهای مورد نیاز برای SA ± ± راه آهن، اختصاص یک گونه ببر ± NA، من فقط زاویه آن را می خواند یک نوجوان. قبلا هضم گوارشی های بیشتری را انجام می دهم، می خوانم. برای خواندن در هر چیزی دندانه دار RDA ± ± ± متر آیا، قلم زن ± حداقل verilmiåÿ olduäÿ رمان من می دانم جدید. قلعه سفید است کودکان ‡ قطعا biri.ã yaåÿt حیوانات هیئت مدیره نشسته جالب ± padiåÿah AVCA ± محمد سوخته برای ± N فیزیکی TA ± Patak ± ص مانند و خود را یک ونیزی اسیر کاهش یافته است به Türk آخرین داستان از این hocanä رمان ± N åÿahsä ± N دوقلوها ، öTekilik، تولد ± و غرب، ما آنها، من و او kavramlarä نار ± ± ± yor برای پرس و جو. برگشت Planai padiåÿahä ± ± ± ± osmanlä نار N ± نفر mã¼neccim اطراف، اکسپدیشن های شکار، مانند شلغم طاعون ± ± نار ilgin㧠doldurmuåÿ حقایق تاریخی است. این KA ± حاشیه ± کتاب K، یا ± آیا ± اطلاعات NLA kahramanlarä ± N kiåÿisel buhranlarä ± eåÿliäÿ در geã§iriy در یک فضای مناسب تاریخی okuyucuya.orh که پاموک بهترین Romana در ± deäÿil من فکر می کنم، اما این فراتر از ادبیات، دوقلو kavramlarä ± NA duyanlarä علاقه کارهایی که باید بخوانند داستایفسکی گنه گنه قبلی Ã-Ã-یک نفر می تواند خوشمزه تر می شود اگر Romana در  ± تلفظ ..

مشاهده لینک اصلی
** هشدار اسپویلر ** تقریبا غیرممکن است که در مورد این کتاب بدون آشکار شدن پایان آن (یا حداقل آنچه که ممکن است آن را پایان دادن) در نظر بگیریم. این کار عجیب به نظر می رسد که یک نسخه خطی قرن هجدهم باشد که توسط یکی از فاروق دروینوگولو در سال 1982 کشف شده است. ما دریافتیم که در دستنوشته ما میخواهیم خواندن کنیم ... برخی از حوادثی که در این داستان شرح داده شده، کمی شباهت به واقعیت دارند، اگرچه حقیقت دانش عمومی از دوره به نظر می رسید دقیق (ص 2). در صفحه 3 Faruk نشان می دهد که یک استاد مشاور او به او گفت که در خانه های چوبی قدیمی در خیابان های استانبول ده ها هزار نسخه خطی پر از داستان های این نوع بود. فاروک به ما می گوید که دستنوشته ای که ما میخواهیم بخوانیم، ترجمه او به ترکیه معاصر است. او سپس می نویسد: خوانندگان که در ابتدا فداکاری می کنند ممکن است بپرسند که آیا اهمیت شخصی دارد. فرض می کنم که برای دیدن همه چیز به عنوان ارتباط با هر چیز دیگری اعتیاد زمان ما است. این به این دلیل است که من نیز این بیماری را تحمل کرده ام که این داستان را منتشر می کنم. فداکاری که او به آن اشاره می کند این است: برای نیلگون داروینیو / خواهر دوست داشتنی / (1961 و 1980). بنابراین، فرض بر این است که این فداکاری توسط فاروک، نه پاموک (یا آن است؟). در میان این فداکاری و مقدمه فاروق، نقل قولایی است که ادعا می شود از مارسل پروست (بدون اشاره به جایی که در پروست ها این نقل قول وجود دارد) نقل قول شده است، اما با صلاحیت از سوء تفسیر Y. K. Karaosmanoglu. این همه در ابتدا قبل از داستان واقعی است ... ما به وضوح در برخی از سرزمین های تاریک در اینجا هستیم ... این نسخه ی رسانشی یک داستان عجیب و غریب است که توسط یک راوی ایتالیایی نامشخص در مورد تسخیرش توسط تورک ها گفته شده است. و ماجراهای خود را در استانبول که او بنده / همکار با یک Hoja (نام است که به ظاهر معنی استاد) که چند سال بزرگتر از او است، اما که ظاهرا به نظر می رسد دقیقا مانند راوی. ده فصل اول، تقریبا وسواسانه ارتباط روایت راوی و دوگانه خود را، نوعی رابطه عشق / نفرت، که در آن به تدریج تفاوت های بین دو مرد غیر قابل تشخیص است، تا زمانی که در پایان فصل دهم، زمانی که حمله به لهستانی قلعه Doppio (قلعه سفید عنوان) شکست خورده است، و Hoja داون راوی لباس و هویت و از داستان ناپدید می شود. هجا ایتالیایی می شود؛ ایتالیا Hoja می شود. از این ده فصل است که همه بحث در مورد خود هویت، تمایز خود / دیگر، روابط برده داری / استاد و حتی رابطه بین شرق و غرب از آن است: اما من پیشنهاد می کنم که این ها از خوانندگان بیشتر از آنچه که از رمان خود را به هر حال، این فقط یک قضیه است یا فقط یک نمونه از دیدن همه چیز مربوط به هر چیز دیگری است که نام قلعه سفید Doppio (کلمه ایتالیایی برای دو برابر شدن) است که واقعا فقط در فصل آخر (فصل یازده ) که در تله ادبی پیچیده گنجانده می شود که این رمان واقعا است، زیرا در اینجا این است که تمایز بین دو مرد، به نظر من، به طور عمدی تار شده، به طوری که در پایان کسی مطمئن نیست که کسی باشد. داستان های Hoja به عنوان ایتالیایی اشاره می شود؛ روایت ها توسط ایتالیایی، که اشاره به جهل خود را به شهرهای ایتالیایی ذکر شده است؛ Hoja به عنوان او و او (با حروف بزرگ) نامیده می شود و سلطان به او به عنوان اسیر ایتالیایی اشاره می کند در حالی که با ایتالیایی صحبت می کند (اعتقاد دارد او هجا) - یا آیا او؟ روایتگر، هر کس که باشد، به نظر می رسد فکر می کند که خاطرات دوران کودکی او، که قبلا با هگا مبادله شده است، در واقع خود اوست. در این فصل نهایی، انجمن های گیج کننده و سردرگمی وجود دارد و همه آنها با تضعیف کلی روایت ارائه شده در مقدمه توسط Faruk مطرح شده اند. مثال پیچیده ای در صفحه 141 نسخه چاپی من فابر 2009 ارائه شده است: ایتالیایی (؟) راوی می خواهد که او ممکن است یک بار دیگر رویای کودکی من در ادیرن (که قرار است دوران کودکی حجاز باشد) ... از اولین بار من او را دیدم (Hoja (؟)) بی پروا در درب پاشا، از خنک کردن من ستون فقرات بازگشت به ابتدای فصل دو، ما گفته شده است که شباهت بین من و مرد [هژا] که وارد اتاق [پاشا] بود باور نکردنی بود! این * من * وجود دارد ...؛ سپس بعدا در پاراگراف: سپس تصمیم گرفتم که او همه چیز را شبیه من نباشد، او ریش داشت؛ ... بنابراین هیچ راهی وجود ندارد، واقعا، که حتی می توانیم بگوییم که تصاویر برجسته از شباهت دو مرد بیشتر یا کمتر در طول نه فصل اصرار داشته است چیزی بیش از یک توهم راوی است ... یا اگر نه، آیا هجا ریش و یا بی پروا است؟ هر گونه تلاشی برای فریب دادن غیر قابل تحمل، ناامید کننده است. هیچ راهی وجود ندارد که کسی بتواند پیدا کند. این رمان خود را به یک فریب تبدیل می کند که به دلیل ماهیت پارادوکسی آن نمی تواند حل شود: بسیاری از تصاویر رمان در ذهن باقی می مانند، هرگز حل و فصل مسالمت آمیز پیدا نمی کنند. این همچنین به این معنی است که هر استدلالی درباره خود / دیگر، برده / استاد و ...

مشاهده لینک اصلی
استعدادهای Pamukâ € ™ ثانیه برای داستان سرایی قطعا غیر قابل انکار است. خوب، خوب، شما می توانید مخالف باشید، من مراقبت نمی کنم. من تنظیمات را دوست داشتم این اساسا معیار اصلی برای انتخاب کتاب بود (البته احتمالا لازم است به طول خواننده نیز اشاره شود). من دوست داشتم طرح (دوگانه / دوقلو یکسان، ظرفیت مبادله نه تنها هویت ها، بلکه خاطرات، ایده ها و باورها)، دستگاه فریم، روایت شخص 1 (غیر قابل اعتماد)، بازی ذهن و رابطه پیچیده / وحشیانه درگیری / عشق بین هجا و برده و مقابله فرهنگی (West VS East). من قطعا Luminita Munteanu € ™ ترجمه را دوست داشتم. او ترجمه ی منحصر به فردی از کتاب های پوموک در رومانیایی است و او کار بسیار جالبی انجام داده است، نه تنها ترجمه، بلکه ارائه یک معامله بزرگ از پس زمینه عثمانی - برای نام من قرمز است، حداقل â € \"و پانویس های توضیحی. به ندرت اتفاق می افتد که من واقعا ترجمه ها را تحسین می کنم، اما زمانی که کتابی را می خوانم که برای من به طور طبیعی رومانیایی است، ترجمه خوبی است، آیا شما فکر می کنید؟ خب، همه ی آن واژه های ترکیه که ما در رومانیایی ها هم داشتیم نیز بسیار مفید بود. در واقع، با تشکر از خداوند برای همه تاثیرات رومانیایی در طول سالها گذشت. من هرگز، هرگز نسخه روسی (و یا زبان اسلاویکی)، مجارستانی یا ترکی را به زبان انگلیسی بخوانم اگر نسخه رومانیایی در دسترس باشد. خوب، من واقعا عجیب و غریب هستم، بیایید حرکت کنیم. بنابراین، ظاهرا، کتاب را دوست داشتم؛ مقایسه ای با نام من قرمز به نظر می رسد اجتناب ناپذیر است، از این رو 3 *. من مطمئن نیستم که آیا سرعت آهسته یا چیز دیگری بود، اما در جایی بعد از وسط من احساس کردم پاموک من را از دست داد، کتاب هیچ جا نرفته بود و من وسوسه شدم آن را رها کنم. خواننده واقعا توصیه می کند این کار را انجام دهد، اما من فکر می کنم این تنها یک فریب است که پاموک برای حفظ خواننده خود کنجکاو می کند، فقط در نهایت او را ترک می کند. هوم. بنابراین برای علاقه مند شدن اخیر به فرهنگ ترکیه، من فکر می کنم که پاموک بعدا چیزی کاملا متفاوت خواهد بود. چیزی است که بر ترکیه مدرن / درگیری بین سنتی و مدرن، قدیمی VS جدید و غیره متمرکز است. من همچنین به برخی از فیلم ها نیاز دارم؛ احساس میکنم فتیه آکینا کافی نیست

مشاهده لینک اصلی
من از این که خواندن و خواندن آسان و سریع آن بود شگفت زده شدم. تا زمانی که به پایان برسم، منظورم اینه سپس احساس کردم که باید شروع کنم و دوباره بخوانم، چون مطمئن بودم چیزی را از دست داده ام. تو من را فریب دادی آقای پاموک! و من آن را دوست داشتم بهترین بخش در مورد این کتاب، کشف هویت بود. وقتی می گویم چه کسی هستم، این معنی چیست؟ چه چیزی باعث می شود من و نه کسی دیگر؟ چیزی که من میخواهم در مورد همه زمانها فکر کنم، اما تفکرات عالی برای چرخاندن در ساعات اولیه صبح است. به وضوح در کنار نقطه، اما من باید خروج: نسخه فنلاند من از این کتاب کل طرح در پشت جلد توضیح داده شده . احتمالا آزار دهنده ترین چیزی که یک ناشر می تواند انجام دهد! هنگامی که من به پایان رسید، هیچ چیز شگفت آور رخ نداد و احساس کردم کمی فریب خورده است. من مدت ها بود که به آن رسیدم و متوجه شدم که با وجود این فریب، از کتاب لذت می بردم. افرادی که نقاط مهم نقاشی در جلوی پشت را نشان می دهند باید مجازات شوند. پیشنهاد من: همه آنها را در مکان منزوی جمع آوری کنید و کتاب های جالبی برای خواندن آنها را به آنها بدهید. بجز، ابتدا 20 صفحه از هر کتاب را از بین ببرید. ولز! نویسندگان کتاب انتقام خود را خواهند گرفت!

مشاهده لینک اصلی
بازبینی ویدیو: https://www.youtube.com/watch؟v=Po4dQ...It به شما احساس شگفت آور شوم. رویا، جذاب رمان این بسیار متراکم اما فوق العاده فریبنده - در مقایسه با عجیب و غریب ترین داستان Calvino، Borges یا Hoffmann.

مشاهده لینک اصلی
دسته بندی های مرتبط با - کتاب قلعه سفید


#داستان ماجرایی - #جایزه نوبل ادبیات - #داستان تاریخی - #ادبیات داستانی - #ادبیات معاصر - #ادبیات ترکیه - #دهه 1980 میلادی - #انتشارات ققنوس - #ارهان پاموک - #ارسلان فصیحی
#انتشارات ققنوس - #ارهان پاموک - #ارسلان فصیحی
کتاب های مرتبط با - کتاب قلعه سفید


 کتاب امپراتوری خورشید
 کتاب مرگ مورگان
 کتاب دسامبر رئیس دانشکده
 کتاب خانه داری
 کتاب عاشق
 کتاب میراث