کتاب زندگی و زمانه مایکل. ک

اثر جان مکسول کوتزی از انتشارات فرهنگ نشر نو - مترجم: مینو مشیری-دهه 1980 میلادی

این رمان برای اولین بار در سال ۱۹۸۳ به چاپ رسید. داستان این رمان درباره پسربچه ای به نام مایکل ک است که فرزند زنی فقیر بوده و مانند یک بچه عقب مانده، جدا از جامعه اطرافش زندگی می‌کند. چاپ اول ترجمه پیش رو از این کتاب در سال ۸۵ توسط نشر نو منتشر شد و حالا چاپ سومش با طرح جلد جدید منتشر شده است. صاحب نظران، کوتسیا را یک شکاک بسیار دقیق می‌نامند که بی رحمانه از منطق سفاک و اصول اخلاقی سطحی و بزک کرده تمدن غرب انتقاد می‌کند. این نویسنده مرد گوشه گیر و آرامی‌است و به ندرت با رسانه‌های گروهی ارتباط دارد و اگر لازم بداند ترجیح می‌دهد این کار از طریق پست الکترونیکی باشد. کتاب‌های کوتسیا حجیم نیستند و اغلب به ۳۰۰ صفحه هم نمی‌رسند. او در رمان‌های «زندگی و زمانه مایکل ک» و «در انتظار وحشی‌ها» از مردان و زنانی نوشته که با تاریخ دست و پنجه نرم می‌کنند. یکی از درونمایه‌های اصلی رمان‌های کوتسیا، ارزش‌ها و رفتارهای حاصل از سیستم حکومتی آپارتهاید در آفریقاست که عقیده دارد در هر کجای جهان می‌تواند به وقوع بپیوندد. در رمان «زندگی و زمانه مایکل ک» حرف ک، یادآور شخصیت جوزف ک کافکاست. به این ترتیب حقارت انسان در سیطره بوروکراسی رژیم آپارتهاید به نمایش گذاشته می‌شود. مایکل حتی لایق آن نیست که نامش به طور کامل به زبان بیاید.


خرید کتاب زندگی و زمانه مایکل. ک
جستجوی کتاب زندگی و زمانه مایکل. ک در گودریدز

معرفی کتاب زندگی و زمانه مایکل. ک از نگاه کاربران
فقط چند کلمه، اولین گام ... زندگی و بار مایکل K به طور کامل به آنچه که من از J.M. Coetzee انتظار می رود، پس از غرق شدن توسط تلخی او. این بسیار بیشتر از تفکر آهسته مایکل K. این است که در مورد قدرت درونی او و جستجوی خود برای بقای، در جهان است که در آن ما تنها برجسته است. اما این فراتر از آن چیزی است که فراتر از آن است، در مورد عمق می توان از طریق چیزهایی که ارزش می گیریم و معانی آنها، زمانی که آنها گسترش یک شخص واقعی است. اگر زندگی یک سفر است، زندگی و بار مایکل K است جاده سفر بقا در یک جهان به طور عادی در برابر او قرار داده است. اولین قدم این بود که طرفین شکاف را از بین ببریم تا آن را در پایین از بالای صفحه گسترده تر کنیم و به تخت گریل مسطح کنیم. پایان باریک او با سنگین سنگ مسدود شده است. سپس سه پست حصار را در سراسر شکاف گذاشت و روی آنها ورق آهن، با سنگهای اساسی برای نگه داشتن آن گذاشت. او در حال حاضر یک غار یا نهر 5 فوت عمیق داشت\nبرای فرار از downpur تنها انتخاب آن ناپدید می شود، کوچکتر و کوچکتر می شود. \"او فکر خود را نه به عنوان چیزی سنگین که رد آهنگ در پشت آن، اما اگر هر چیزی، به عنوان یک نقطه بر روی سطح زمین بیش از حد عمیق به خواب متوجه شدن خراش پاهای مورچه، دندان های پروانه ای دندانه دار، ریزش گرد و غبار\nو â € œNo مقالات، بدون پول؛ هیچ خانواده ای، هیچ دوستی، حس نمی کنی کسی هستی مبهم از مبهم است، بنابراین مبهم به عنوان یک بی نظیر است\nچی چی هست، اگر فقط میتونه ناپدیدش کنه از این جهان وحشتناک خلاص بشه؟ ---------- به روز رسانی، یا چند مرحله دیگر ... خیلی زود بعد از این که دیروز اولین جلوه های من را به نمایش گذاشتم، پس از تبادل نظر با دوستان عزیزم سیمیث و دولورس، احساس می کنم مجبورم اضافه کنم: بله، خیلی بیشتر است. چگونه می توانم آن را به طور کامل با برخی افکار سریع پوشانده ام ... در واقع، مایکل K، به تنهایی در یک دنیای وحشی از ارتش راندگی و قادر به تحمل محکومیت، در جستجوی نجات فرار می کند. این یک زندگی است که نشان دهنده جاده ای است که به آنچه که ارزشمند است، می رسد: نیاز به زندگی درونی و معنوی. چه او می تواند در محدودیت های خود و یا محدودیت های خود را انجام دهد؟ چه کسی می تواند برای رسیدن به آن، هنگامی که با یک سفر رنج مواجه می شود، ناگزیر منجر به هیچ چیز غیر قابل تصور خواهد شد؟ به این ترتیب، مایکل K فیض خویش را در حقیقت، حقیقت در مورد من پیدا می کند. من باغبان هستم، دوباره با صدای بلند گفت: آه، چنین خلوصی. او فکر کرد بیش از یک کرم خاکی. کدام نوع باغبان است یا یک مول، همچنین یک باغبان، که داستان را نمی گوید، زیرا در سکوت زندگی می کند.\nچگونه می توانم مایکل K به من یادآوری کند که Candie طنز Voltaires (که پس از تراژدی و خشونت، در نهایت عقب نشینی خود را در [W] باید باغ ما را پرورش می یابد!)؟ در مورد مایکل ک، ساده اما نه کمتر زنده است و یا آگاه است که او است. چه کسی می تواند مطمئن باشد که چنین شرایط سخت و یا تنها به دست آورده است؟ من نمی دانم اگر من حداقل حداقل بدون ناامیدی فلج شود. من در ابتدا بی صدا و احمقانه بودم، در انتها بی صدا و بی صدا می شدم. هیچ چیز برای اینکه ساده باشد، شرمنده نیست.\nبعدا همه احمق نیستند.

مشاهده لینک اصلی
سه جنبش الگوریتمی این داستان سمفونی را تشکیل می دهند که ملودی مستقیما به صورت داخلی در کانون صدای متمرکز تکرار می شود که شخصیت، نوازنده و خواننده، ریتم متفاوتی از رنج، ناهمواری و ناراحتی را ایجاد می کند. این همه با ناسازگاری آغاز می شود. مایکل ک خارجی است با یک هالپیپ، یک روح ناکافی که مردم آن را برای یک خیمه مشتاق می اندازند، یک مرد چوبی به میدان نبرد با یک زندگی پر از گذشته به عنوان مبهم به عنوان او حاضر و به عنوان آینده نگری خود را به عنوان ناتوان. من خواندن تحت الحمایه، وسوسه به محاسبه این نمونه برای پیدا کردن یک توضیح منطقی اما متن به عنوان یک آینه نشان دهنده ی منعکس کننده ی خودم است که همه چیز اما دلپذیر است. مایکل K کوبیدن یک چرخ دستی است که مادر مریض خود را به شهر بومی خود در حومه شهر حمل می کند و آگاهی کمی از فضای فانتزوموگوریک که در خواننده به وجود می آید گوش های خود را با بمب های خاموش، شفت های منفجره و کمین های طعنه آمیز پوشانده اند. آیا واقعا مهم است که آیا جنگ داخلی در آفریقای جنوبی در زمان آپارتاید اتفاق می افتد؟ Dehumanization می داند از نژادها، ملیت ها، بدون سگ ها، و مایکروسافت زندگی ناچیز در اقیانوس از بدبختی انسان ریز رفته است. مایکل K خود را به گرسنگی محاصره شده توسط طبیعت استریل خود را در تلاش ناامید برای گریختن از دخمه پرپیچ و خم Kafkaesque بشریت و بازگشت به ریشه ها، برای اتصال مجدد به زمین که دانه های کدو تنبل و روح باغبان خود را پرورش می دهد. مگس های نقره ای، هر روز صبح و سایه کوه شکل خود را در یک جهان بیگانه ای که انسان و زمین تبدیل به یکی شده است، شکل می دهد. مایکل K می داند که او هیچ چیز نیست. او نمی خواهد بمیرد، زیرا زندگی او حتی ارزش سخن گفتن نیست، اما به طرز عجیب و غریب او در مرگ بسیار بیشتر از زندگی اش زندگی می کند. او پوچ بودن یک سیستم تحمیلی مبتنی بر سلطه فریب خورده و سوء استفاده بی رحم را رد می کند و از طریق مقاومت منفعلانه به مسیر خودکامگی می پیوندد. با انزوا، تحول معنوی و تکرار یکی از مشهورترین اشکالات در تاریخ ادبیات، مایکل کتم را به یک موجودی آهسته تر تبدیل می کند که سخت تر و خشک تر است و هوشیاری آن هر روز بیشتر و بیشتر تکه تکه شده است. مایکل ک. اسیر شده و فرستادن به اردوگاه \"بازسازی\". ذهن او اطاعت می کند، زیرا که شورش او تغییری نمی کند، اما بدن او به تنهایی خود را متعهد می کند، و از خوردن غذا جلوگیری می کند که چشمانش را به یک تکه گوشتی تبدیل می کند که آماده استثمار شده، بدرفتاری و محرومیت از هویت . سوءاستفاده اولیه باعث می شود که دچار افزایش اضطراب شود که به اوج خود رسیده و با تغییر روایت در حرکت دوم روایت ادامه یابد. همه جانبه مایکل K ناپدید می شود و راوی اول شخص در یکی از پزشکان اردوگاه کار می کند و جای خودش را می گیرد و می بیند انگیزه های مایکل را برای امتناع خود از خوردن غذا می کند و راوی جدید بازتابی بر باور های پیش پا افتاده و دلایل او است برای تأیید جنگ چرا او احساس آرامش می کند تا این مرد عجیب را نجات دهد؟ داستان پشت پرده سکوت بیمار است؟ او چه می خواهد؟ دغدغه مداوم پزشک، به تشنگی خوانندگان پاسخ می دهد و صدای او کیفیت جهانی را از بین می برد. داستان، شخصیت و طرح بندی. خواننده، همان کوتزی یا حتی کل بشریت صدای استعاری را تجسم می دهد. بیش از حد ساکن در داستان یک مرد بدون تاریخ است که هیچ چیز در مورد جنگ، ایدئولوژی های سیاسی، اعتقادات دگماتیک، نژادها، زندگی، مرگ، عشق و یا حتی درد درک نمی کند، اما بی تفاوتی ظاهری آن هماهنگی وحشتناک است و حروف عرفانی یادآور Melvilleâ € ™ ثانیه Bartleby جادوگر و شعار او \"من ترجیح نمی دهم\". انقلابی دموکراتیک؟ freethinker داوطلبانه کوئتزی جواب نمی دهد و قهرمان لغزنده او به تاریکی شب یلدای فرشته ای که در رحم یک تمدن گمشده می رود، جایی که او در ایستگاه ابدی انتظار می رود، فراموش نخواهد ماند تا گذشته یا آینده، دوباره در تکان دهنده و نهایی جنبش سوم که در آن «مبهم از مبهم» یک جنبه محسوب می شود. و من، خواننده متزلزل که زندگی و زمان آن بی معنی است، به جهان با چشم های بسته نگاه کنید و ببینید که بیابان ها با گل های کدو تنبل که بیدار می مانند امید بی پایه ای را می بینند.

مشاهده لینک اصلی
از من سؤال کنید که حکم در مورد کار ادبیات، فقط در مورد کلمه ی خودخواهانه خود، با استفاده از مارک خود آوانگاردیسم، غلبه می کند و از بیان یک حکم قدرتمند در زمان های مبهم ما جلوگیری می کند، و واکنش من به آن احتمالا بسیار گرم است . از من بپرسید که کتابی را که با انزجار شدیدتر از انحرافات انسانی مواجه می شود، قضاوت کند، اما در پروسۀ غم انگیز، واکنش من بیشتر یا کمتر است. اما داستان من را قادر می سازد که تمام اختلافات نژاد، فرهنگ، اعتقادات سیاسی / مذهبی، زمان و فضا را از بین ببرد و تمامی تناقضات موجود در وجود ما را به یک تفسیر قانع کننده در باره ی انسانی که منجر به واکنش بسیار عصبی و احساسی می شود، و تجسس مایکل کاس به من یک چنین دلهره آور، سفر استعاری به من رساند، که در آن من متوجه شدم که با تردید بی گناهی مایکل Ks از جهان که بارها و بارها مانند اشکالات در زیر چکمه از سیستم است اما کاری احمقانه انجام می دهد. در عوض، من احساس تاسف را برای کسانی که قادر به تشخیص بدبختی واقعی، زمانی که آنها آن را ببینید، کسانی که موفق به شناسایی علت اصلی تمام درگیری های انسانی و بی وفایی آن، که خود را در دستاوردهای خود غرور است که گاهی اوقات، چیزی جز اشتباهات شدید در طرح بزرگتر چیزها. به رغم متولد شدن با ناهنجاری های ژنتیکی و دیگر نقایص مهم مانند فقدان پس زمینه دلبستگی، مایکل K خوشبختی در چشم من است. کسی که در حقیقت با حقیقت خیره کننده به چشم نمی آید، یک قهرمان معتبر در میان بزرگان است. او می تواند قدرت اخلاقی را احراز کند تا از آرامش زندگی لذت ببرد، محروم از هر کدام از ما ملزم به از بین رفتن است و مرگ تلخ یک گیاه غیر آبدار را می میراند. او می تواند در قلب کوه های ساکن به پناه ببرد، گرسنگی را با پیاده روی بر روی حشرات و تخم مرغ گره خورده با مراقبت های منحصر به فرد مادر انجام می دهد. او به اندازه کافی شجاع است تا مسیری را که توسط آنهایی که در بالاترین رده های سلسله مراتب اجتماعی قرار دارند، فرار کنند. او نمی داند چه کسی در طول جنگ انتخاب کند. بنابراین او زندگی را بیش از مرگ، رنج فیزیکی بر روان روانی، ایجاد بیش از نابودی انتخاب می کند. به سادگی می گویند، او از شرکت مردان برای بیرون آمدن بشری بیرون می آید. @ شما ارزشمند، مایکلز در راه خود را؛ شما آخرین نوع از شما است، موجودی از یک عصر زودگذر، مانند coelacanth یا آخرین مرد به صحبت کردن Yaqui. ما همه را به قوطی تاریخ از بین برده ایم: تنها شما، به دنبال نور وحشی خود، زمان خود را در یک یتیم خانه نگه دارید، از صلح و جنگ فرار کنید، در حالی که در آن هیچ کس رویای خواندن را ندیده، موفق به زندگی شده است در راه قدیمی، از طریق گذر زمان، مشاهده فصل ها بیشتر تلاش برای تغییر مسیر تاریخ از دانه های شن و ماسه می کند. ما باید به شما ارزش داده و جشن بگیریم؛ ما باید لباس و بسته بندی دانه های کدو را نیز با یک برچسب قرار دهیم؛ در اینجا باید یک طاعون به دیوار مسابقه ای که به یاد ماندنی بودن در اینجا می آیند، باشد. @\nعلیرغم اینکه در سرتاسر فیس بوک محسوب می شود، یک چیز را می داند که دیگران بیش از حد ترس و یا بیش از حد نادیده می گیرند تا اذعان کنند. این که زمینه سازی برای یک راه زندگی آینده از طریق خشونت بی رحم، عقل انسانی را به نقطه ای می رساند که تنها با تمایل به قرعه کشی خون، آسیب کشنده و آسیب فاخته ای تحریک می شود و کاربرد علت درخواست تجدید نظر را از بین می برد. مایکل نمی داند چه جنگی است، بنابراین او تلاش می کند تا از وحشت های فراوانی از آن فرار کند، به آخرین نفوذ شریف و تعاریف خود ساخته درست و غلط پایبند است. همانطور که همه چیز در شهرهای مختلف، در اردوگاه های کار می افتد، که توسط هرج و مرج هایی که در طول جنگ به وجود آمده اند، فرو می ریزد، مایکل خود را با ایجاد و بازسازی زندگی در روستاها اشتغال می کند. بنابراین، مایکل چیزی جز انعکاس آن صدای دردناک از ذهن نیست هر کدام از ما، صدای مخالف، صدای یک است که مقاومت در برابر منفعل اما خیره کننده را علیه خواسته های ناعادلانه و غیرانسانی جامعه می کند. و این دقیقا همین دلیل است که این جهان به انقلابی های خاموش مانند او نیاز دارد. P.S.:- من تنها grouse با Coetzee است اجباری pedagogical خود را برای راه اندازی در یک گفتگوی طولانی، تفسیر در معانی پنهان، به جای اعتقاد به خواننده درک برای درک مفاهیم اساسی. این باعث شد که من 1 ستاره را از بین ببرم که من قصد نداشتن آن را نداشتم.

مشاهده لینک اصلی
~ این بررسی اختصاص داده شده به یای پسر. این را امتحان کنید، بقیه را انجام دهید ~ انجمن عذاب شرم آور شرکت را دوست دارد. من همیشه این نوع واقعا از این بیان متنفر بودم چون (به طور صحیح یا نادرست) معمولا منوی متن زیر را هر وقت که مشغول به کار است، رمزگشایی می کند: یعنی افرادی که از بدبختی و نارضایتی عمیقی برخوردار هستند، ترجیح می دهند که دیگران نیز آسیب ببینند. به عنوان مثال پدرم، جوانمردی که عجیب و غریب به فقر اسطوره شناختی جوانانش گوش فرا داده بود، به این گفته علاقه داشت: من غمگین بودم زیرا کفش هایش را نداشتم، اما من یک مرد را دیدم که پا نداشت. به عنوان یک کودک بی حد و حصر (به عبارت دیگر، طبیعی) کودک، ایده یک مرد بی پایه به من خیلی طنز آمیز بود، بنابراین اخلاق از بین رفت. من بیش از حد مشغول تصور یک نوع ادم احمق منچیلده در اطراف به نظر می رسد در صورتی که در آسانسور گرد و خالی به فکر کردن در مورد relativism از بدبختی. اما اکنون، به عنوان یک مرد بسیار متکبر و متکبر (وقتی که من از این سخنان که به نظر می رسد فاجعه خود را در رقابت با دیگران قرار می دهد، فکر می کنم که خنده ام می گیرم، شما را فریب می دهد)، آنها را ناراحت کننده می بینم و یا بدتر از آنها سادیست . با توجه به رمان فوق العاده جادویی Coetzees زندگی و بار مایکل K، من لایحه از چیزی است که حتی مبهم از M.L.C (عذاب وجدان را دوست دارد شرکت) اخلاق، اما در معرض خطر هنوز به ذکر این نشانه ها، ID ترجیح می دهند از یک جامعه از بدبختی صحبت کنید. در حال حاضر شما مری Poppins انواع (آره، کسانی که در حالت انفعال زندگی می کنند انکار در مورد مواد و شرایط حمایتی خود را) خواهد شد پیچ ​​و تاب، پرش به بالا میز، شاید پشت سر گذاشتن به آهنگ. چه کسی می داند؟ اما این اساسا اشتباه است و به نظر می رسد احمقانه است که انزجار کنیم که بدبختی بخشی اساسی زندگی است. این است. شما می توانید بدبختی با نام دیگری نامید، یک مهربان تر، مهربان تر و نامحسوس تر؛ به عنوان مثال، به جای بدبختی، شاید شما با چالش ها روبرو می شوید و یا رنج می برید. به هر حال، اجازه ندهید که بیش از معانی شناخته نشود، و اجازه می دهد تا برسد که این اتفاق می افتد. خدای مقدس، هرگز گرسنه نیست. و این اتفاق می افتد به بعضی از مردم نسبت به افراد دیگر. و - شاید حتی جالب تر - برخی از افراد مجهزتر (از نظر روان شناختی، بیولوژیکی) بهتر از گرسنگی با دیگران برخورد می کنند. طبقه دوم افراد ممکن است به طور ضعیف به ضعیف اشاره شود، اما در مواردی که ناراحتی به نظر می رسد، ارگانیک است، این مشابه است که می گوید که پرستار تنبل با لکمی که در اطرافش دراز کشیده است صرفا بدون تغییر است. اما بحث دیگری در مجموع وجود دارد. جامعه از بدبختی من صحبت کردن از تجربه مشترک است در حالی که ما متوجه است که رنج ما غیر مجاز است. برای مثال، ما در تعاملات روزمره ما با So-and-So می شناسیم که وقتی اتفاق می افتد می گوید که او در اواسط شب از خواب بیدار می شود و با ترس و وحشت در فهمیدن اینکه بدنش یک مکانیسم است ، کارخانه زندگی، اگر شما می خواهید، و آن را به طور نا امن، بدون نظارت و یا آگاهی خود عمل می کند و به نقص و بی نظمی های غیر قابل پیش بینی است. این که، مانند یک ماشین یا یک توستر یا یک دستگاه فکس، ممکن است به طور ناگهانی بطور صحیح بماند یا به طور کلی کار کند. و سپس شما می گویید، Omigod، من همین کار را انجام می دهم! من در شب بیدار می شوم در مورد زیست شناسی مضر منحصر به فرد مکانیسم! البته این مثال اغراق آمیز است، اما در مورد قبلا Hypothetical شما یک جامعه از بدبختی وارد کرده اید. شما کشف کرده اید که شما بی قید و شرط است. در حال حاضر معمولا، زمانی که ما درباره چیزی غیر عقلایی صحبت می کنیم، معمولا آن را توهین آمیز یا نافرمانی می دانیم. اما نه، بدبختی! آن چیز وحشتناک، وحشتناک و وحشتناک است که باید بدبختی باشد، اما به طور فزاینده ای بدتر از آن است که تصور کنیم هیچ کس هیچ درکی از درک و درک ما برای درد ما ندارد. ما لزوما می خواهیم مردم را به سطح خود برسانیم، اما ما می خواهیم درک شود و تنها نباشد. گاهی اوقات من می خواهم تنها باشم (خواندن، تمرکز کردن، افکار من در مورد این یا آن)، اما من باور ندارم - و این فوق العاده بودن متضاد است - این است که در طبیعت شرایط انسان است که می خواهید به تنهایی در معنای حقیقی بیشتر باشد. ما جامعه را می خواهیم شاید حتی یک جامعه مجردی نیست، بلکه یک جامعه همدلی و درک است. Michael K: Whipping Boy این کتاب در مورد بسیاری از چیزهاست (برخی از آنها تمثیلی)، اما همچنین در مورد بدبختی (و یا هر چیزی که ما انتخاب می کنیم آن را در واژگان خود ما بخوانیم). مایکل K، شخصیت اصلی، رنج می برد که بیشتر ما می خواهیم، ​​در زبان بومی، یک زندگی بسیار زیبا. او فقیر بود هس اذیت شد هس ساده است مادرش در حال مرگ است و باید مراقبت شود. او عمدتا به تنهایی (در هر معنای اصطلاح) است. او به ظاهر توسط هر کسی در اطراف او مورد آزار قرار گرفته است. او با سوء تفاهم و سوء تفاهم با کسانی که با آنها ملاقات می کند او در یک اردوگاه کار قرار دارد. او در یک حفره زیرزمینی پنهان می شود. زندگی او بی هدف است؛ استقامت آن فقط مضطرب - کار به سمت هیچ چیز نیست. وقتی این کتاب را بخوانم، من بعضی از فیلمهای لارس فون تیرر، مانند Dogville و Dancer in Dark را یادآور شدم ...

مشاهده لینک اصلی
من فکر کرده ام که چقدر یک کتاب خوب مثل یک چیز ارگانیک است. هنگامی که سطح مناسب تحولات شیمیایی بین یک نویسنده ماهر در بالای بازی او و یک خواننده با سطح مناسب پذیرش و همدلی روبرو می شود، چیزی جدید و شگفت انگیز به وجود می آید. شما دیگر با برخی از کاغذهای خرد شده با برخی از جلوه های جادویی (یا نه) محافظت از گلیف های ضعیف خود را در دست ندارید، اما شما در حضور چیزی بزرگتر، چشمانداز و بی نهایت مقدس تر از یک نخی زیبا هستید که برای کشتن برخی از آنها طراحی شده است زمان. شما در واقع مجاز هستید که جهان را از طریق جفت دیگر ببینید، مشاهده کنید، عمل نکنید، نتوانید عمل کنید، احساس کنید، کل زندگی را با تکنیکالور تماشا کنید، بقیه را به طور طولانی در طول سفر که کتاب است، محصور کنید. این چیزی است نادر و شگفت انگیز است که اغلب یافت نمی شود، اما من فکر می کنم که نزدیک به ریشه این است که چرا خوانندگان خاص برخی از نویسندگان و کتاب ها را با شعف کسی که گریل یا برخی از طلسم های مقدس را یافت وارد كردن. زندگی و زمان مایکل K آخرین تجربه من است که در آن من یک کتاب را در انتهای خود بسته بودم و احساس کردم که من به طور کامل به یک روح واقعی و زنده نگاه می کردم؛ جایی که من احساس کردم کیمیاگری یک زندگی دیگر را انجام می دهد. این کتاب سفر یک مرد ضعیف، مردمی فاسد و ذهنی است که از طریق وحشت آفریقای جنوبی در طول دوران آپارتاید. سفر مایکل ک.، یکی از آن است که در فقر و سرکوب آغاز می شود، به سوی بدرفتاری و ترحم های بیشتر به بیرون می رود و به یک وضعیت بی رحمانه که ممکن است مترادف با مرگ باشد، پایان می یابد. و در عین حال این کتاب هرگز به منزل، افسرده، مضر یا بیش از حد ناراحت نشد. از طریق قدرت نوشتن من بیشتر با مایکل به طور کامل با مایکل بودم، نمیتوانستم بیرون بیرون بیایم و فکر کنم در مورد آنچه که در زندگیم بسیار وحشتناک بود. و در حالی که قله سفر مایکل پریشان است، یکی از صرفه جویی در بخش بیشتر، صحنه هایی از زیبایی متناظر نیز وجود دارد که شما را درک می کند حتی اگر مایکل یک اتصال ساده به زمین، زمین، چیزی بسیار ظریف و عمیق است. مایکل یک باغبان و باغبان است و می بیند که چطور رستگاری او را از دست می دهد و به خاک رس قرمز تبدیل می شود که بدن آفریقای جنوبی است و اگرچه او نمی داند چگونه آن را بیان کند، حس کامل و روح وجود دارد. آرامش او در آنجا به دست می آید، که باعث می شود زندگی اش به نظر نرسد. با اجازه دادن به این نیمی از گرسنگی، موی چتری، جوجه تیغی می تواند دریافت کننده این موارد کوچک از فضل باشد، Coetzee واقعا تحویل یک پیام کامل و محرمانه را می دهد: زندگی پرطرفدار ممکن است هنوز هم به نظر می رسد کسانی که در آنها به شدت ارزش زندگی می کنند . و با اجازه دادن به مایکل K. خود را فروپاشی، کم رنگ و نامعقول در سراسر این کتاب، پس از exposures متعدد به بی عدالتی وحشیانه آپارتاید، جنگ و تبعید، Coetzee نیز تحویل paean تکان دهنده به ظرفیت فرد، هر چند کوچک و ناقص است، در برابر هر چیز ایستاده و غلبه کند.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب زندگی و زمانه مایکل. ک


 کتاب شهربانو
 کتاب منظر پریده رنگ تپه ها
 کتاب دسامبر رئیس دانشکده
 کتاب امیدهای جاودان بهاری
 کتاب جامعه شناسی پالتو ماهوتی
 کتاب روان درمانی اگزیستانسیال