کتاب دلبند

اثر تونی موریسون از انتشارات نشر چشمه - مترجم: شیریندخت دقیقیان-دهه 1980 میلادی

معشوق، شاهزاده بی نظیر موریسون است. این زیبایی لمس علامت های تجاری خود را جذاب می کند: پروس زیبا، رخدادهای خارق العاده، شخصیت های برجسته و تنش نژادی. این داستان عجیب و غریب به طور ناگهانی به عرصۀ برده داری تبدیل می شود تاریخ را به یک داستان قدرتمند به عنوان خروج و به عنوان صمیمی به عنوان یک لالایی. Sethe یک برده متولد شد و به اوهایو فرار کرد، اما هجده سال بعد او هنوز آزاد نیست. او خاطرات بیشماری از خانه شیرین، مزرعه زیبا دارد که در آن بسیاری چیزهای بدی اتفاق افتاده است. خانه جدید او توسط روح کودک خود، که ناموجه نامیده می شود و سنگ قبر او با یک کلمه گنجانده شده است: عاشق، خالی از سکنه است. دوست داشتنی با شعر تلخ و تعطیلات به عنوان طناب به عنوان طناب، معروف ترین دستاورد تونی موریسون، برنده جایزه نوبل است.


خرید کتاب دلبند
جستجوی کتاب دلبند در گودریدز

معرفی کتاب دلبند از نگاه کاربران
عاشق رمان عجیب و غریب آمریکایی است. با عرض پوزش استفن کینگ: دلقک های بد و نویسندگان الکل ممکن است بسیار وحشت زده، اما آنها فقط در مورد غم و اندوه وحشتناک از برده داری آمریکایی هیچ! در حین خواندن این کتاب، به معنای واقعی کلمه، لرز و فریاد زده شدم. برای من، عارف ترسناک عنصری ترسناک (به عنوان مثال یک روح) دارد و پس از پشت سر گذاشتن آن، چیزی بسیار گسترده و بد است که تلاش برای فکر کردن درباره آن می تواند شما را دیوانه کند. عزیزم این کار را کرد این به عنوان وحشت کار کرد! و پس از آن، حتی بیشتر، آن را به عنوان ادبیات آمریکایی بزرگ کار می کرد. من در این شرایط بیش از حد به این موضوع فکر نمی کنم، اما به نظر می رسد مانند چیزهایی مانند رمان های ملی. من مطمئن هستم که یک راه بهتر و جذاب برای صحبت در مورد آنچه که من منظورم است، که کتاب هایی است که به طور خاص در مورد @ تجربه آمریکایی @ که خواندن آمریکایی آنها احساس بسیار ویژه و صمیمی، مانند یک کتاب در مورد خانواده من است. این چیزی است که به نظر من عجیب و غریب است، اما من آن را احساس کردم. برده داری بخش مهمی از تمام میراث ماست که خواندن این درمان از آن بسیار شخصی است، مانند گوش دادن به اسرار درباره پدربزرگ و مادربزرگ شما. دوست داشتم در مورد چیزی در قلب تجربه آمریکایی کار کنم، و در حالی که من معمولا در این شرایط فکر نمی کنم که این کتاب من را مجبور کرد، که یکی از دلایلی است که به همین دلیل تاثیر زیادی بر من گذاشت. من احساس می کنم که موریسون شهرت خاصی دارد و انجمن هایی که به طور کامل با آنچه کار خود را واقعا دوست دارند، متفاوت است. شاید چیزی که با Toni-with-an؛ قطعا اتصال اوپرا و این واقعیت است که نویسنده نویسنده بانکی است، اما به دلایلی، احساس می کنم مثل افرادی که خواندنش را باور کرده اند اعتقاد دارند که موریسون این کتاب های دوست داشتنی، خنده دار و بانویانی را که قلب را خنثی می کند و روح را بالا می برد، می نویسد ... .من منظورم این است که من به طریقی که میبینم حدس می زنم، اما این کتاب های دوست داشتنی کابوس های شما را به طور جدی متفرق می کند. تونی موریسون از ذهنش خارج است! منظورم اینست که او باید باشد تا این چیزها را بنویسد. من نمیتوانم تصور کنم که چطور می توانم این چیزهای فوق العاده پیچ خورده را از مغزم بیرون بیاورم. مطمئنا، بخش های وحشتناک ترین کتاب، اختراع شده است؛ موریسون به وضوح زمان زیادی را صرف تحقیق دربارۀ تاریخچه بردگی و فکر کردن در مورد اثرات و معانی آن کرده است و توانایی او برای رمانتیک مانند این که از آن گذشته است، فقط غیر قابل درک است ... زیرا در واقع عاشق واقعا دوست داشتنی و عاشقانه است ، اما آن را در مورد اغراق ترین گوز قابل تصور است. جالب است که ببینید چگونه افراد مختلف در این سایت در مورد موریسون هستند. تعداد زیادی از مردم فقط او را لوس می کنند! من فکر می کنم این موضوع بسیار قابل فهم است، زمانی که موضوع او را در نظر بگیرید. بعضی از دخترها در اینجا مانند بود،GH! تنی موریسون DISGUSTING! @ و معنی آن این است که دختران یک نکته را به دست آوردند، این کتاب بسیار شگفت انگیز بود ... اما در مورد نوعی از چیزهای شگفت انگیز، می دانید؟ در یک روش عجیب و غریب، این به نظر می رسد که ضد پراست است: در مورد حافظه است، اما به جای آنکه یک بی نظیر، فریبنده و مخرب اروپایی از طریق یک منظره زیبا باشد، عزیزان یک پسر عموی آمریکایی وحشیانه و بی رحمانه با دست های خشن و خونین است از طریق جنگل جیغ کشیدن. این کتاب در مورد مشکل حافظه، به ویژه حافظه تروما، در سطح شخصی و ملی است. من احساس می کنم مثل همیشه همه می خواهند این کتاب های بزرگ راجع به جادوگر ترین وحشتناک را بنویسند، اما واقعیت این است که انجام این کار به طرز باور نکردنی سخت است، زیرا شاید بسیاری از کتاب های بد درباره تراژدی و بسیاری از کتاب های خوب درباره مردم خسته کننده، مشکلات شما واقعا باید بدانید که چه کاری انجام دهید برای نوشتن در مورد جادوگر ترین وحشتناک خوب، و موریسون جسد ترین وحشتناک در آمریکا در گذشته را انتخاب کرد، سپس یک داستان روحانی اصلی و آلی را که سزاوار جایگاه آن در ادبیات آمریکایی است، جویا شد .... یکی از چیزهایی که ما در مدرسه اجتماعی مشغول فکر می کنیم (یا آنچه که من در مورد آن فکر می کنم) رابطه بین رویدادهای بزرگ یا پدیده ها (به عنوان مثال، یک جنگ یا نژادپرستی) و اثرات کوچک آن بر افراد است. این کتاب اثر برده داری را به مردم نشان می دهد - به صورت جداگانه و جمعی - با، فقط، به خوبی، خراب نابغه. اما این را در خانه امتحان نکن! او بانوی استعداد و مهارت های غیرمعمول است و در بسیاری از افراد دست و پا گیر است که این تلاش خطرناک است. بی نظیر بی عیب نیست و این یکی از کتاب های مورد علاقه من تمام وقت و یا هر چیز دیگری نیست. با این حال، این یک کلاسیک عالی است، و من فکر می کنم همه کسانی که در حال حاضر نباید آن را بخوانند .... خوب، در واقع، اجازه دهید آن را اصلاح کنم. همانطور که اشاره شد، بسیاری از افراد در اینجا از این کتاب نفرت دارند. اگر شما در تلاش برای دنبال کردن یک روایت کمی غیر خطی یا سفید هستید و احساس شخصیت شما را با توصیف های اشتباهات تاریخی انجام می دهد که توسط افراد سفید پوست توسط افراد سیاه پوست انجام می شود، ممکن است انتخاب دیگری از کتابخانه را انتخاب کنید. هرچند، هر کس دیگری فکر می کنم باید این کار را بکنید، مخصوصا اگر شما داستان های احمقانه را دوست داشته باشید! P.S. من فقط یک ایده واقعا سرگرم کننده برای یک تاریخ ادبی دوگانه بود، که کتی از Wuthering Heights با معشوق، و Medea با Sethe بود. آنها همه می توانند بر روی نمایش اپرا قرار بگیرند ...

مشاهده لینک اصلی
Beloved شما خواهر من هستی من دخترم چهره من هستم تو من هستی دوباره تو را پیدا کردم شما دوباره به من آمده ام عزیزم هستی من هستم من هستم @\nساعت 6 صبح آن صبح است و من با یکی از بهترین کتابهایی که تا به حال در طول زندگی کوتاه من خوانده ام، به پایان رسیدم. من بی خوابی هستم و من نیاز به یک لحظه برای سازماندهی افکار من، احساسات خود را مرتب کن. بازگشت به زندگی واقعی اما من نمی توانم بخشی از من با Sethe و دخترانش، دنور و عزیزم در 124. بخشی از من به یک قطعه گره خورده است و بخاطر خوردن یک شوت که من پوست کرده، قصابی و خودم را پخته کردم، بخشی از من است. بخشی از من تولد فرزندان پدرانی است که خود را بر من تحمیل می کنند. بخشی از من هنوز تعجب می کنم که آیا شوهر من هالی است که زنده و آزاد و یا مرده است. بخشی از من، دخترانی را که با دستان خود کشته شده اند، دفن می کنند؛ زیرا نمی توانم زندگی کنم که او را به بیابان های بی پایان شکنجه و تحقیر که من مجبور به تحمل خودم بودم، می کشم. بخشی از من این کلمه را بر روی سنگ قبر دختر مرده من حکاکی می کند، زیرا نامش را ندارد. اما این نیست. این است Sethe و Sethe I. I. نه حتی Baby Suggs (Setes مادر خواهر) که هیچ وقت فرصتی برای به رسمیت شناختن که او یک انسان با قلب ضرب و شتم بود. عزیزم Suggs، که فقط در دستان خود را در غروب زندگی نگاه کرد و متوجه شد که آنها خودش بودند. او بسیار خود را برای استفاده خود و نه استفاده از دیگری. عزیزم Suggs، که مجبور شد @ kindness @ از کار خود را از طریق برده داری از پسرش بپردازد، هرگز هرگز او را نمی دید، هرگز نمی دانست که چه اتفاقی برای او افتاده است. نه پل د، که به گردن می خندد براکت به عنوان یک مجازات برای مقابله با خصومت، قادر به حرکت سر او. عمیقا از شروع یک زندگی جدید و اضافه کردن هدف به آن، نمی دانستید که چه کاری برای آزادی جدید پیدا شده پس از جنگ داخلی انجام دهید. ترس از عشق بیش از حد و از دست دادن بیش از حد به دلیل آن. من فقط یک دختر خوش شانس هندی است که در دوران ناخوشایند از بدترین شکل نقض حقوق بشر که در این سیاره وجود داشته است متولد شد. من در طول دوره وحشیانه سیستماتیک یک نژاد خاص دیگر زنده نبودم فقط به این دلیل که یکی از برتری نژادی را نسبت به دیگری اعلام کرد. من قبل یا بعد از جنگ داخلی در کنیا کنتاکی یا گرجستان یا کارولینا نبودم. من در جهنم به نام \"شیرین خانه\" نبودم اما Sethe بود. بنابراین، هال، پل د، ششو، پل آ و عزیزم سگز و نامزدی آنها بود. و بخشی از من با آنها است و من هنوز نمیتوانم آن را از بین ببرم. شاید بتوانم در مورد و هنوز هم کاملا قادر به نوشتن یک بررسی مناسب از معشوق نیستم. و من حتی سعی می کنم کتاب را در چند جمله خلاصه کنم، زیرا این امر عمیقا بر من غلبه خواهد کرد. بلود تنها یک شاهکار نیست، و نه فقط یک دستاورد ادبی قابل توجه. محبت زیبایی انعطاف پذیری روح انسان است. دوست داشتنی در مورد امید و استقامت است. Beloved به ما می گوید که در مورد بی رحمانه و تجاوز غیر قابل توصیف به انسانیت توسط انسان خود اعمال می شود. دوست داشتند که زخم های روانی غم انگیز، زخمهای روحی شدید، زخمهای عمیق احساسی که هرگز نمیتواند درمان شوند، نشان می دهد. Beloved عمیقا لرز و دلسوزانه در تصویری از وقایع غم انگیز است که در طول بخش زودگذر تاریخ آمریكا گسترش یافته است. بلورهای قلب خود را بریده، آن را به یک میلیون ریز قطعه اما سپس همه قطعات را با هم بچرخانید و قلب خود را به عقب بر گردانید - همه خونریزی شده و از بین رفته اند. شاید چند سال بعد وقتی دوباره خواندن دوستم را دوباره بخوانم، یک بررسی متوازن تر و صدایی کمتر احساسی خواهم نوشت. شاید من هر پیام پیچیده دریافت کنم تونی موریسون برای خوانندهش برای دریافت و رمزگشایی آماده شده است. شاید من نخواهم اما من سعی خواهم کرد.اما من این کتاب را دوباره خواندن وقتی احساس می کنم زندگی ام دشوار است یا دیگر نمی توانم ادامه دهم. من مطمئن هستم Sethe و معشوق وجود دارد برای نگه داشتن دستان من و من به جلو است. من نمی توانم نوشتن. من باید بروم و خودم را بافت دیگری پیدا کنم. P.S.:- متاسفم برای اسپویلرهایی که من در این بررسی درج کرده ام. اما من فقط مجبور شدم این کار را انجام دهم.

مشاهده لینک اصلی
من نمیدانم که کتابها کم است. اگر هرچیزی را، من مستعد ابتلا به اخلاق نویسندگان هستم و کتاب های بیشتری را نسبت به آنها شایسته می گذارم. من نویسنده ی مشتاق هستم، خودم، و همچنین من را هدایت می کند که به کتاب ها مهربان باشم. به گفته ی این، من واقعا از این کتاب متنفر بودم. مانند رئالیسم فانتزی و جادویی. من رویاهای و تمثیل هایی را که فقط در زیر پوست جهان زندگی می کنند پیدا می کنم که ما می توانیم راحت تر آن را مشاهده کنیم و بی وقفه جذاب مان کنیم. من داستانهای شدید و عاطفی خودم را دوست دارم، و من دوست دارم زمانی که شخصیت ها پر از اشتیاق است که حس خود را از جهان در اطراف آنها را مبهم است. گفته می شود، من واقعا از این کتاب متنفر بودم. من معتقد بودم که محبوب به نظر پوچی ناپذیر است. یکی از چیزهایی که برای داشتن یک کتاب پر از جادو و شعر و یا داشتن یک شخصیت پرشور توانایی خود را برای توصیف جهان از زمان به زمان، اما من نیز باید بدانید که چه چیزی در حال رفتن است. برای اینکه داستان را به من بفروشید، باید این را بدانید که داستان چیست. آیا من اشاره کردم که من واقعا از این کتاب متنفر بودم؟ می دانم که او مرسوم است تا تونی موریسون را بخواند، اما من این کتاب را به هیچکس توصیه نمی کنم. من آن را متوجه شدم که اتلاف وقت من است.

مشاهده لینک اصلی
در طول 15 سال گذشته، دو بار بارها به خواندن رمان برنده جایزه پولیتزر در مورد قتل، گناه، ارواح و میراث وحشیانه و جسمی فیزیکی و روانی برده داری تونی موریسون پرداخته است. چیزی در مورد انعطاف پذير، شاعرانه شاعرانه و ماهيت بیضوی قصه گویی آن را غيرقابل قبول ساخته است. پس از یک فصل یا دو، من را از بین می برد، ناراحت. و ویلیام فاکنر و ویرجینیا وولف را خواندم! این باعث شد که باشگاه کتاب های Oprahâ € ™ ثانیه مفتخر به لذت بردن از من است. در مورد یک سوم از راه در، متوجه شدم که چگونه با دقت موریسون روایت ساخته شده است، که بر روی دو حادثه وحشتناک متولد شده است: یکی از جمله یک مادر کشتن او کودک (با الهام از داستان واقعی یک زن به نام مارگارت گارنر) و دیگر، که به اولین اطلاع می دهد، در مورد تلاش برای فرار از سوی یک گروه از بردگان در یک کشتار - و پس از آن خشونت آمیز است. تنظیم 1873، اوهایو . Sethe و دخترش دنور در یک خانه در 124 Road Bluestone زندگی می کنند. هنگامی که یک محل پر جنب و جوش که برده های آزادیخواهانه پس از آزادی برای کسب اخبار و اجتماع جمع شده بود، اکنون ویران شده و خزنده شده است، که توسط ارواح فاسد کودکی دو ساله مرده است که از آن به عنوان \"اسپویلر\" در چند صفحه اول معرفی شده است. مادر زوج Baby Suggs (مادر زن) در حال حاضر مرده است و دو فرزند Sethe از آنجا فرار کرده اند. هنگامی که پل D وارد خانه می شود، همه چیز شروع به تغییر می کند. او و سث بر روی گیاه مشابه کار می کردند - نام شیرین خانه نامیده می شود، که به طرز شگفت انگیزی است؛ زیرا چیزی جز ده دهه قبل نبود. آنها تاریخ را به اشتراک می گذارند، خوب و بد، و اسرار را از طرف دیگر بندر می کنند. حضور پولو Dâ € ™ ثانیه باعث خروج از ارواح می شود و او Denver را خجالتی و ناخوشایند بیگانه می کند و شروع به ساختن خود می کند Sethe خود را از گذشته تا زمانی که یک غریبه مرموز - بدون خطوط در دست یا چهره اش - به نظر می رسد در 124 به ظروف سرباز یا مسافر برسید. با سرریز شدن با داستانها، برخی از غم انگیزان، بعضی از خشونت آمیز، بعضی از خوشحالی، بعضی ها با عشق پر می شوند. من خودم را غلط گرفتم تا ببینم وقتی یک شخصیت معرفی شد. این یک کتاب طولانی نیست، متوسط ​​طول واقعا، اما آن چگال و پر از تصاویر لایه بندی شده، پیچیده: در مورد آب (آن نه یک تصادف است که نام Sethes نشان می دهد @ Lethe، @ رودخانه فراموشکاری و فراموشی)، رنگ، شیر، فلز. هرگز شرح توصیف Setheâ € ™ ثانیه را فراموش نکنید، به طوری شدیدا از ضایعات زخمی شبیه به یک درخت چند شاخه فراموش شده، یا پل د صحبت کردن در مورد بردگان داشتن دهان خود را با سینه باز با بقیه اسب (â € œthe wildness که به بالا چشم، لحظه ای که لب ها به عقب برگردانده می شوند.) چیزهای دیگری که منحرف و مضطرب خواهند شد: ایده برده های سیاه در مقایسه با حیوانات؛ دنباله ای که در آن پل D نشان می دهد که چقدر با ارزش در دلار و سنت ارزش دارد، در مقایسه با Sethe، که اساسا یک ماشین پرورش برای ایجاد بردگان بیشتری است (تصور کنید که چه کاری برای یک فرد انجام می شود - مردم؟ حس خود ارزش). اینها با صحنه های مهربانی و سخاوتمندانه تعادل دارند. همه کاراکترهای سفید بد نیستند؛ یک دختر جوان ضعیف جوان سفید پوست، به Sethe کمک می کند فرزند خود را در یک قایق تحویل دهد، و تصویری ظریف از یک زوج بزرگ و بزرگتر خواهر و برادر سفید که انسان را تاب می آورد. و بر خلاف واکر رنگ بنفش، مردان سیاه پوست در کتاب، همه احمق ها و مزدوران نیستند. چشم انداز موریسون گسترده و گسترده است، روشن است اما در نهایت forgiving.The زبان خاکی با این حال با شکوه، با انعکاس فاکنر و حتی کتاب مقدس پادشاه جیمز. معمولا خواندن آن سخت است، زیرا احساس می کند که شما از طریق اقیانوس خاطرات، برخی از آنها عمیق به خاک سپرده شده اند و تلاش می کنند تا سطح را ببندند. نقطه نظر بارها تغییر می کند. در یکی از بخش های قابل توجه، ما با توجه به POV کودک مرده که در آن بین مرگ و زندگی گرفتار شده است. موریسون به شما می دهد در همان صحنه های مختلف، اما آنها را در سراسر کتاب گسترش می دهد، بنابراین شما در اطراف حوادث تلاش می کنید که به حقیقت برسید. آیا حقیقت امکان پذیر است؟ آیا بعضی چیزها قابل تشخیص نیستند؟ این درد بی نظیر، واقعی واقعی در مرکز است. شرم از دست دادن گناه نسل آن اما مانند هنرهای بسیار عالی، عاشقان در نهایت یک چشم انداز امید و رستگاری ارائه می دهند. @ Sethe @ [می گوید پل D]، من و تو، دیروز ما بیشتر از هر کس دیگری. ما به نوعی فردا نیاز داریم @\nآمین

مشاهده لینک اصلی
گاهی اوقات واقعیت بیش از حد دردناک است که در روایتی ساده و ساده بیان شود. گاهی اوقات حقیقت باید در حرکات چرخشی نزدیک شود، به آرامی به قلب موضوع تبدیل می شود، از طریق تغییر، داستان های مرتبط به راحتی که زخم را به آرامی به لمس می کنند، بدون اینکه بیش از حد به سرعت نزدیک شوند. گاهی اوقات من خواندن برای فرار از واقعیت خود، تنها برای پیدا کردن خود را در یک جهان بی نهایت پیچیده تر، دردناک تر، سخت تر برای درک و پیگیری. گاهی اظهارات اساسی مانندI هرگز نمیتواند بفهمد که چرا مادر مادرش فرزند خود را می کشد @ به نظر می رسد حل شود، احساس غلطی می کند که دقیقا نمی داند درست است و چه چیزی اشتباه است، با توجه به شرایط خاص بی رحمانه. گاهی اوقات رمان ها را تکان می دهند و مرا ترک می کنند زخمی، بی نهایت غم انگیز و سپاسگزار در همان زمان. تونی موریسون. Beloved. صدای شما به صدای بلند و از طریق مه مهتابی سیاسی می آید. شخصیت های شما زندگی می کنند و نفس می کشند و برای توضیحات ساده اعمال نمی شود. اگر می خواهید بدانید چه برده داری به مردم است، عزیزان را بخوانید. شما را تحت تاثیر قرار نخواهد داد. آن را به من نگفت.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب دلبند


 کتاب هفت تیرکش
 کتاب دریاچه
 کتاب کیمیاگر
 کتاب وداع با سارتر
 کتاب شاهدی بر زندگی من
 کتاب ساعت ساز نابینا