کتاب دشمن

اثر جان مکسول کوتزی از انتشارات نشر چشمه - مترجم: ونداد جلیلی-دهه 1980 میلادی

دختر پشت سرم است. «کجا می‌بری‌ام؟» این را صد بار پرسیده است. جواب می‌دهم: «می‌برم‌ات پیش مادر واقعی‌ات.» می‌گوید: «من مادر واقعی‌ام را می‌شناسم. تو مادر واقعی‌ام هستی.»
جواب می‌دهم: «وقتی مادر واقعی‌ات را ببینی به‌جا می‌آوری‌اش. تندتر بیا، باید شب‌نشده برگردیم.» یک قدم راه می‌رود و یک قدم می‌دود که از من عقب نماند.
به اعماق جنگل می‌رویم. جایی که تا فرسنگ‌ها دورترش آدمی‌زاده‌یی منزل ندارد. می‌گویم: «کمی استراحت کنیم.» پهلوی هم می‌نشینیم و به کنده‌ی بلوط بزرگی تکیه می‌دهیم. از سبدش نان و پنیر و تنگ آبی بیرون می‌آورد و مشغول می‌شویم.
آهسته‌آهسته می‌رویم. نکند گم شده‌ایم؟ دختر مرتب عقب می‌ماند. می‌لندد: «امکان ندارد بتوانیم پیش از تاریک شدن برگردیم.» جواب می‌دهم: «این را بسپار به من.»
در تاریک‌ترین نقطه‌ی دل جنگل می‌ایستم. می‌گویم: «دوباره استراحت کنیم.» مانتوش را می‌گیرم و بر برگ‌ها پهن می‌کنم. می‌نشینیم. می‌گویم «بیا این‌جا» و دست‌ام را دورش حلقه می‌کنم. لرزه‌ی خفیفی تو بدن‌اش می‌دود. دومین‌بار است که می‌گذارم به من دست بزند. می‌گویم: «چشم‌ات را ببند.» سکوت آن‌قدر عمیق است که صدای خش‌خش لباس‌هامان را می‌شنویم. صدای ساییده شدن لباس خاکستری او به لباس مشکی من. سرش را بر شانه‌ام می‌گذارد. من و او، دو موجود واقعی، بر دریایی از برگ‌های پاییزی نشسته‌ایم.
شروع می‌کنم: «به این‌جا آوردم‌ات که درباره‌ی والدین‌ات چیزهایی به تو بگویم. نمی‌دانم کی به تو گفته پدرت شربت‌ساز ِاهل ِدت‌فرد بوده که به کشورهای دریای شمال فراری شده، این داستان درست نیست. پدرت مردی است به اسم دنی‌یل فو. همان مردی که تو را به پاییدن خانه‌ی نوئینگ‌تن واداشت. او به تو گفت من مادرت هستم، بی‌گفت‌وگو داستان مرد شربت‌ساز را هم خودش نوشته است. این مرد در فلندرز چند گردان دارد.»
می‌خواهد چیزی بگوید اما ساکت‌اش می‌کنم.
می‌گویم: «می‌دانم حرفی که می‌خواهی بزنی درست نیست. می‌دانم می‌خواهی بگویی به عمرت این دنی‌یل فو را ندیده‌ای. اما از خودت بپرس، این خبر که مادرت سوزان بارتنی است که در فلان خانه در استوک نوئینگ‌تن زندگی می‌کند، از کجا به گوش تو رسید؟»
زیر لب می‌گوید: «سوزان بارتن اسم‌ام است.»
«چیز زیادی را ثابت نمی‌کند. در این کشور تا دل‌ات بخواهد سوزان بارتن هست، کافی است کمی بگردی. دوباره می‌گویم: چیزهایی که درباره‌ی والدین‌ات می‌دانی همه قصه است، قصه‌هایی که همه از یک‌جا آب می‌خورد.»
می‌گوید: «پس مادر واقعی من کی است؟»
«تو پدرزادی. مادر نداری. دردی که می‌کشی درد نداشتن است نه درد از دست دادن. تو می‌خواهی در وجود من چیزی پیدا کنی که هیچ‌وقت نداشته‌ای.»
می‌گوید: «پدرزاد، تا حالا این کلمه را نشنیده بودم.» سر تکان می‌دهد.
منظورم از پدرزاد چی است؟ در سپیده‌دم خاکستری لندن از خواب بیدار می‌شوم و هنوز این کلمه در گوش‌ام طنین‌انداز است. از پنجره که نگاه می‌کنم خیابان خلوت است. دختر رفته که رفته؟ سرانجام او را در جنگل طرد کرده، از خود رانده و گم کرده‌ام؟ آن‌قدر پای درخت بلوط می‌نشیند تا برگ‌ریزان او را بپوشاند؟ او و سبدش را؟ و از او جز توده‌یی قهوه‌یی و طلایی به چشم نخورد؟

http://www.cheshmeh.ir/book/دشمن.htm

http://www.vandadjalili.com/article/13/


خرید کتاب دشمن
جستجوی کتاب دشمن در گودریدز

معرفی کتاب دشمن از نگاه کاربران
@ ما باید جمعه ها را با سکوت اطراف جمعه صحبت کنیم، و نیز سکوت اطراف جمعه.\nدانیل Defoe / دانیل دشمنان دشمن رمان Robinson Crusoe Coetzees رمان مورد علاقه دوران کودکی بود. در ابتدا فکر کرد که این یک خاطره از شخصیت عنوان بود. در واقع، فو این کتاب را به عنوان یک حساب کاربری از یک حادثه واقعی منتشر کرد. تحقق این که شخصیت داستانی است، این تفکیک کردن واقعی و تخیلی، تأثیر زیادی بر او گذاشت. علاوه بر این رمان، کوتزی همچنین از رابینسون کروسئو در داستان کوتاهی که به عنوان سخنرانی پذیرفته شده جایزه نوبل خوانده می شود، او و مردش را خوانده است. تم که می تواند در نقل قول زیر (از Foe) خلاصه: @ Cruso نجات خواهد بود ناامیدی عمیق به جهان؛ ایده ی Cruso در جزیره ی خود، چیزی بهتر از Cruso درست در انگلیس بیگانه است. @ این مورد در اینجا نیز هست. علاوه بر یک رمان ماجراجویی، Defoes Robinson Crusoe (من کتاب را خوانده ام) نمادی از ملی گرایی بریتانیا در بدترین شکل است. او نمونه اولیه واقعی استعمار بریتانیا است. ... کل روح Anglo-Saxon در Crusoe: استقلال مردانه، بی رحمی ناخودآگاه، پایداری، هوش آهسته و در عین حال کارآمد، بی تفاوتی جنسی، محاسبه تدریجی. @ (جیمز جویس) البته، ایده آل یک روشنفکر زندگی بی نظیر در بریتانیا با تجربه کمتری یا کمتری از دریا و دریانوردان در نزدیکی افرادی که ممکن است از بین بروند، در نزدیکی شما قرار دارد. Crusoe به عنوان Coetzee او ارائه شده است ماجراجویی نیست، در تمام تلاش خود را برای فرار، مداوم تلاش نمی کند برای شروع یک تمدن، هیچ پیشنهاد از کانبال برای او امتناع و به این ترتیب اثبات ناسیونالیسم خود، روز جمعه نجات داد، و نه او را خریداری کرد، در زندگی یک جزیره بسیار خوشحال بود و داستان نیمی از آن را خوب نمی کند. با این حال، این کتاب بیش از یک بازنگری است - ما تنها یک سوم از این کتاب را صحبت کردیم. کتاب بعد به طور غریزی، ایجاد مکالمه جدیدی بین واقعی و داستان می زند و خود را با بازتاب هایی در مورد داستان قصه می اندازد: بعدها خود را از تفکر در مورد داستان قصه می اندازد: زمانی که من در داستانم به من نشان می دهد فقط وجود دارد که به عنوان کسی که آمده است، کسی که شاهد آن کسی است که تمایل دارد از بین رفته باشد: موجودی بدون ماده، یک روح در کنار بدن واقعی کروسو. آیا این سرنوشت همه داستانپردازان است؟\nو سپس مهمترین موضوع، آنهایی که خاموش هستند. اکثر رؤیاها، سوزان بارتون است. در نسخه جایگزین Coetzees، سوزان است که داستان Crusoes را به Foe (که به عنوان شخصیت حضور دارد) برای او نوشت. صدایی که در کتاب \"دشمنان\" ناپدید شد، همانطور که صداهای زن معمولا از روایات نوشته شده توسط مردان در آن زمان ناپدید شدند. و او خودش فاقد اعتماد به نفس است، بلکه تصمیم دارد موضع منفعل موز را که باید از طریق دیگران صحبت کند، انتخاب کند. (مشاهده اسپویلر) [@ شما می دانید داستان Muse، آقای Foe؟ موز یک زن، یک الهه است، که شب را به شاعران میآید و داستانها را بر آنها میگذارد. شاعران در گزارش هایی که بعدا ارائه می دهند می گویند که او در ساعت عمیق ترین ناامیدی می آید و با آتش مقدس آنها را لمس می کند و پس از آن قلم های آنها خشک می شوند. وقتی خاطرات خود را برای شما نوشتم و دیدم که جزیره ای که در زیر قلم من بود، کسل کننده و خالی و بدون زندگی بود، آرزو می کردم که چنین موجودی به عنوان مردی موز، خدایی جوان باشد که در شب شبانه به نویسندگان سفر کرد و جریان خون خود را ساخته اند. اما حالا من بهتر می دانم Muse هر دو الهه و پرنده است. من قصد نداشتم که مادر داستانم باشم، اما آن را بسازم. این نیست که من در نظر گرفته شده است، اما شما. @ (پنهان کردن اسپویلر)] هر چند، تنها صدای خاموش نیست. یکی دیگر از صدای خاموش است که جمعه است. احتمالا یکی از ویژگی های برجسته ای که در کتاب \"دشمنان\" وجود داشت این بود: جمعه یكی از برده های سنگی است كه او بعد از روزی كه او پیدا كرد نامگذاری كرد. فقدان یک نام در خود نمادین است. کوئتزی، جمعه ها را برای راندن خانه به خانه، فریاد می زند و او را به زبان غیرمسلح می کشد. در حال حاضر، یک قبیله واقعی نمی تواند به همان اندازه مطیع باشد که فا به ما اعتقاد داشته باشد، بسیار آنکه من جمعه عبارت اصطلاحی است از نام این شخصیت، برای بنده کاملا مطیع، اماFriday فرماندهی کلمات ندارد و بنابراین هیچ دفاع در برابر روزمرگی شکل ناپذیر با خواسته های دیگران ایجاد می شود. @\nسوزان، مادر که دخترش را از دست داده، روز جمعه را پذیرفت. @ زن می تواند یک کودک را که او نمی خواند بکشد و آن را بدون عاشق بودن آن عقب نگه دارد، اما آماده باشد تا از زندگی اش دفاع کند. @\nاو در روز جمعه شفقت خود را از طریق ریاکاری استعمار غربی می بیند. آیا غربی ها واقعا سعی داشتند مردم را تمجید کنند یا فقط می خواستند برده شوند: زمان هایی وجود دارد که خیرخواهی من را نابود کند و از واژه ها استفاده کنم فقط به عنوان کوتاه ترین راه برای ارجاع به اراده من است. در چنین زمان هایی متوجه شدم که چرا کروسو ترجیح داد که نگرانی هایش را نادیده بگیرد. @ یا @ چطور با یکی از سرخپوستان وحشی که اکتشافات آنها را با آنها می آورند، متفاوت است، در یک بطری های طلایی و بدمینتون و پوست از پانکر ها، برای نشان دادن آنها واقعا به آمریکا بوده اند؟ @\nو در نتیجه، Coet ...

مشاهده لینک اصلی
یادداشت ها در مقیاس: رد پا در شن و ماسه زمان: سلام. تو منو نمیدی من کتاب خود را آنلاین خریدم من اسم تو را نمی دانم من حتی نمی دانم که آیا شما مرده یا زنده هستید. شما در حاشیه نوشته اید. من آنها را بلافاصله متوجه شدم: بعضی از آنها در مداد بود، بعضی، بعدها، زمانی که نگاه کردم، در قلم بودند، اگر چه ممکن است توسط شخص دیگری ساخته شده باشند. ما شروع کردیم تا چیزهای مشابه را یاد بگیریم و نظرات مشابهی بگذاریم. بعد از چند لحظه، من شروع به نوشتن نظرات کمتری کردم، زیرا با شما محترم بودم. در آن صورت، یا من شروع به فکر کردن به شما کردم، در مسیرهای پیاده روی ام. من یک خواننده مثل تو دارم شما یک خواننده مثل من هستید خواننده مثل من. لطفا. چه کسی هستی من فکر نمی کنم بسیاری از ما در اطراف وجود دارد. اگر این پیام را دریافت می کنید، می دانم. در ضمن، ایا سعی میکنم یک بازبینی بنویسم. امیدوارم آن را خوب بدانیم. من امیدوارم که ما آن را دوست داشته باشیم. از نظر مارگین: دوست یا فو؟ @ Foe @ ایده های متافیزیکی شگفت انگیز را در یک متن که به همان اندازه اقتصادی (157 صفحه) است، تحریک می کند و از لحاظ فکری و زیبایی تحریک می کند. @ که در مورد امپراطوری و استعمار، بردگی و حاکمیت، تاریخ و روایت تخیلی، به ویژه مالکیت آن سوال می کند: داستان چیست؟ این چه داستان یا چشم انداز است؟ چه کسی داستان را می گوید؟ چه کسی این داستان را به دست می آورد؟ MarksCoetzee داستان و نقل قول داستان خود را در چهار قسمت شرح می کند. اول، کاملا در علامت نقل قول قرار دارد. این به معنای چشم انداز سوزان بارتون است، به طوری که شخصیتی از یک رمان «دانیل دفو» (@ Roxana @)، که در @ Foe @ در جزیره با Cruso (sic) و جمعه (که زبان آن توسط اسقف اعظم). دوم، عمدتا افسانه ای است، که نامه هایی نوشته شده توسط سوزان بارتون به Foe است، در تلاش است تا او را برای نوشتن داستان او برای انتشار. باز هم این بخش در علامت نقل قول است. سوم، تقابل تقریبا برژسیان بین سوزان و فو است که شروع می شود، @ پله تاریک بود و معنی دارد. هیچ علامت نقل قول هایی در اطراف بخش وجود ندارد. تاریخ و میراث چهارم با کلمات آغاز می شود ، @ پله تاریک است و به معنی. @ این آغاز بخش قبلی را تقلید میکند (اما در زمان حال)، هیچ علامت نقل قول وجود ندارد، اما مشخص نیست که آیا راوی واقعا سوزان بارتون است یا اینکه آیا @ author @ of این بخش همان نویسنده یا هر بخش قبلی است. این کاملا امکان پذیر است که این نویسنده نویسنده یا خواننده معاصر (یعنی ما) است که از خانه دلفوس دیدن میکند (همراه با پلاک میراث). آن را به عنوان اگر راوی است بازدید کننده به خانه، روایت تجربه خود را در فضای فیزیکی، و همچنین برداشت تصویری خود را از حوادث، که می توانست در اینجا سه ​​قرن قبل از آن رخ داده است. درگذشت به گفتن داستان عمده سه بخش اول بررسی رابطه قدرت بین کروسو و سوزان. در نهایت، واضح است که او باید (و یا قول گفتن) از خود و / یا داستان خود را. گزینه دوم، الزام به دخالت فو را، که داستان را تصدیق می کند، می کند تا آن را سرگرم کننده تر و موفقیت آمیز تر کند. این دیالکتیک نه تنها مسائل مربوط به کنترل و مالکیت روایت را افزایش می دهد، بلکه یک مبارزه قدرت بین دو جنس را نشان می دهد .Friday on My MindJust همانطور که سوزان نیاز و تمایل خود را برای ارتباط برقرار می کند، به طور فزاینده ای، دیدگاه خود را می پذیرد تا در مورد وضعیت روز جمعه تمرکز کند: @ این مکان مکالمه نیست. این مکان جایی است که بدن ها علائق خودشان. این خانه جمعه است. @ او زبان ندارد، بنابراین او نمیتواند صحبت کند. او کمی انگلیسی می داند، و احتمالا نمی تواند نوشتن کند. بنابراين، ظاهرا، او هيچ قابليتي ندارد تا ويرايش داستانش را به خود جلب کند، به عبارت ديگر، نسخه سياهي از تاريخ. سوسن شروع به آموزش جمعه براي نوشتن در بخش سوم مي کند. همانطور که مسائل مطرح شده در بخش چهارم به اندازه کافي مطرح مي شود، من تعجب کردم که آیا جمعه ممکن است @ تمام رمان را نوشته باشد یا خیر؟ بنابراین، معنی دارد که در آن کتاب را می توان به عنوان یک کار پس از استعمار خواند که نه فقط برای سفیدپوستان بلکه برای زنان هم زمان است. به هر حال، همانگونه که کنوانسیونهای نوشتاری ادبیات را منفجر می کند، منجر به بروز توافق های اجتماعی اقتدارگرای مرد سفید می شود. پنجشنبه، من در عشق! این بازبینی می تواند رمان را بسیار علمی کند. حقیقت، با این حال، این است که آن را بی نظیر نوشته شده است. نه یک کلمه مازاد است یا خارج از مکان. این تصور ما را به طرز موثری مصرف می کند که ما نیازمند حواس پرتی نیستیم. با این حال، با رسیدن به هدف خود، برای خواننده حواس پرتی است. من مطمئن هستم که خواننده قبلی با من موافق است! SOUNDTRACK: The Cure -Friday، Im In Love @ @ من مراقب Crusos آبی، نویسندگان خاکستری و خوانندگان نیز هستم. Défoe، من در مورد شما، Coz، جمعه، من در مورد شما اهمیتی ندارد عاشق @ https: //www.youtube.com/watch؟ v = mGgMZ ... Easybeats - @ Friday در ذهن من @ https: //www.youtube.com/watch؟ v = dnqxb ... دیوید بوی -Friday On My Mind @ https: //www.youtube.com/watch؟ v = oCgNC ... Pink Floyd -See Emily PlayShes اغلب تمایل به قرض کردن بعضی از خوابهای رویایی تا فردا دارد. @ https: // www ...

مشاهده لینک اصلی
ارتباطات انسانی ما با آنچه که داریم انجام می دهیم ما خودمان را گول می زنیم به خاطر بقا و عقلانیت ما باید باور داشته باشیم که کلمات کاملا با ایده ها و اشیائی که معنی می دهند، مطابقت دارند. اما آنها نیستند همه درگیر یک بازی مضحک از اپراتور وجودی بودند: دروغ گفتن به خودمان که بلوند با جوانان جوان که در آن نتیجه زمزمه همان چیزی است که بچه لعنتی آسیایی که بوی مانند kimchi به من گفت در این پایان. برای رفع این نیمه متمایز قدیمی 101 دیدم: کلمات ممکن است وسیله ای باشند که بتواند پل ارتباطی بین تجربیات انسانی و دنیای ایده ها و اشیاء را از بین ببرد، اما آنها همچنین به عنوان نوعی بلوک کلامی عمل می کنند که به طور موثر از بین بردن گفتار تعبیر شده است. کلمه سیب ما را دور از، نزدیک تر، ماهیت ذاتی جسم ما به عنوان سیب نامیده می شود؛ خلوص تجربه و اندیشه بشر از طریق کلمات فیلتر می شود: دسته های دلخواه ما به اشیاء و ایده هایی که طبیعت واقعی خود را پوشانده اند و ما را یک بار (یا دو بار یا سه بار) از هرچیز که ما آن را انتخاب می کنیم صحبت می کنیم. اما چه باید بکنید؟ رها کردن زبان بازگشت به حالت طبيعت، فيلمسازي، همانند اسطوره گران قديمي قديم يا فيلمسازان معاصر ايراني، كوتزي سادهترين داستان را انتخاب ميكند تا كاملترين ايدههاي مربوط به زبان و قدرت و نويسنده را بيان كند. بخش اول به سادگی شگفت آور است اما این کتاب، شاید، به بیش از حد از واژه نامه نمادین و الهام گرفته شده است. با این وجود ...

مشاهده لینک اصلی
افراد بیگانه، افراد غایب ... Coetzee پیچیده است \u0026 amp؛ این رمان کوتاه یکی از بهترین هایش است ... به استثنای پایان نابخردانه. از آن متنفرم اما تمام سوالاتی که توسط J.M. Coetzee مطرح شده است، عمدتا درمورد داستان در مقابل بیوگرافی و مسائل موجودی که بوجود می آیند، یک ابر بارانی ایجاد می کنند ... پاتو خواننده سزاوار است \u0026 amp؛ ترسناک

مشاهده لینک اصلی
در فو، سوزان بارتون پس از یک قیام در قایقرانی کشتی از آمریکای جنوبی به لیسبون در کشتی قایقرانی قرار دارد. او در یک جزیره ای قرار دارد که در آن کروزو و جمعه چندین سال پیش ریخته شده بود. Cruso در Coetzees داستان رابینسون Crusoe، زندگی ساده خود را در جزیره محتوا. جمعه از یک کارائیب به سیاه آفریقایی تبدیل شده است که زبان آن توسط صاحب برده قطع شده است. سه سالن نجات پس از سوزان یک سال در جزیره صرفه جویی می شود، اما Cruso در راه بازگشت به اروپا می میرد. سوزان می خواهد داستان خود را بنویسد، بنابراین او با نویسنده دانیل فو تماس می گیرد تا داستانش را به یک کتاب تبدیل کند. اما فا می خواهد داستان دیگری درباره سوزان را از آنچه که او فکر می کند مهم است بگوید. سوزان همچنین در مورد جمعه ها کمبود صدا را مختل می کند. اگرچه روز جمعه از برده داری آزاد شده است، اما بدون هیچ صدایی می تواند آزاد باشد. موضوع به نظر می رسد که ستمگران و محروم خاموش شده اند و نویسندگی داستان های خود را از دست داده اند. J.M. Coetzee در سال 1986 در آفریقای جنوبی نوشت که در آن مشکلات ارتباطی و تفاوت های فرهنگی بین آفریقایی های سیاه پوست و استعمارگران سفید وجود داشت. داستان اصلی Crusoe داستان زندگینامه داستانی و داستان ماجراجویی با عقاید قرن هفدهم درباره استعمار، جنسیت و برده داری بود. Coetzee داستان را با اضافه کردن یک راوی زن، یک خادم آفریقایی و چشم انداز قرن بیستم به روز کرده است.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب دشمن


 کتاب بنام زندگی
 کتاب سکوت بره ها
 کتاب ژنرال در هزار توی خویش
 کتاب انتخاب سوم
 کتاب عشق سالهای وبا
 کتاب پلی به سوی جاودانگی