معرفی کتاب در حبس

اثر آنیتا دسای از انتشارات نشر داستان - مترجم: فرشاد ذوالنوریان-دهه 1980 میلادی

In Custody is woven around the yearnings and calamities of a small town scholar in the north of India. An impoverished college lecturer, Deven, sees a way to escape from the meanness of his daily life when he is asked to interview India’s greatest Urdu poet, Nur. Under the advice of his friend Murad, an editor of a periodical devoted to Urdu literature, Deven procures a secondhand tape recorder so that he can help ا Urdus early poetry, as well as conduct an interview or even write the memoirs of Nur. However, things do not happen as he expects them to.


خرید کتاب در حبس
جستجوی کتاب در حبس در گودریدز

معرفی کتاب در حبس از نگاه کاربران
\"زخم جایی است که نور به شما وارد می شود.\" مناسب است به نقل قول رومی برای معرفی شخصیت های میانسال این کتاب که چرخش های رویای کوبنده را به هوا می فرستد حتی در حالی که در طول زندگی با بدن زنگ زده . دیوین، معلم شهر کوچکی میرپور، می گوید که پیاده روی عجیب و غریب خود را از بین می برد وقتی که کالج او، مراد، روباه حیله گری و ناشر تصادفی دو پنی، او را به مصاحبه با نور، یک شاعر افسانه ای از سال گذشته و Devenâ € ™ بت جدید در جوانان. با افتخار با دادن یک شانس بسیار نادر و تحقیر آمیز، قلب او قلب وحشی را می کشد، که در نهایت شروع به ارسال لرزهای اختلاف و اختلال در خانواده، دوستان، دایره و فراتر از آن می کند. زندگی او به طور ناگهانی یک سری سفرهای جاده ای بین میرپور و دهلی می شود، هر خاطره ای که خاطرات خود را از دست می دهد، مثل گذشته های غیر قابل برگشت. جذابیت روایت Desai در درک و بیان او از سرزمین هند بود - رنگ خاک، جریان های بومی، مکالمات داخلی، میل های طبقه متوسط، رویاها به عنوان پناهنده و اجتناب ناپذیر، گاهی اوقات لنگ، طنز برای تعطیلی یک روز فصل های برجسته مبارزات یک ستاره افتاده، پر زرق و برق ترین جلوه های این کار بود - Nur لذت تماشای بود؛ خصوصیات او در سبک معمولی نوآبی سبب شد که انگیزه و همدلی را به اندازه ای برابر به دست آورد که تقریبا مجبور به ایستادن شد و به پیرمرد گفت که پرده ها را برای خردسالان خود بکشد. او متوجه شد که او شعر را دوست ندارد نه به خاطر آنکه فورا چیزها را ساخته است، بلکه به این دلیل که آنها را به موقعیتی تبدیل می کند که در آن تحمل پذیر بوده است. »او برای نیمی از کتاب در دهه ی هفتاد و هشتم، و یادآورهای تک رنگی او را تا انتهای کتاب به یک کاریکاتور وحشتناک کاهش داد. شخصیت های دیگر کتاب متعلق به خانواده Devenâ € ™ s و Nurâ € ™ ثانیه، هدف از ساده، مبلمان استفاده می شود؛ آنها فضا را پر کردند اما واکنش نشان ندادند. در نهایت، در نگهداری به مناسبت زلزله، به لطف جایگاه طراوت آن، زبان خاکستری و دانه های اردو نقل می شود. اما نمی توانست بیشتر به من متصل شود من تئاتر را ترک کردم لحظه ای که آخرین صفحه به تصویب رسید، بدون نگاه کردن به عقب.

مشاهده لینک اصلی
این یکی از مواردی است که من قبل از خواندن کتاب تماشا کردم. پس از دیدن چند فیلم از فیلم های شگفت انگیز سالها پیش و نام Anita Desai، انتظارات من واقعا بالا بود. داوین یک استاد هندی است که در شهر کوچکی زندگی می کند. اما هیچ چیز در زندگیاش خوب نیست. همسر او با او ناراضی نیست، دانش آموزانش به او گوش نمی دهند یا او را احترام می کنند و همه کسانی که در اطراف او هستند از او بهره می برند. همه اینها سایه است خاطره او از رویاهای خود را به تبدیل شدن به یک شاعر که او مجبور به رها کردن برای آوردن پول برای همسر و پسر خود است. هنگامی که او می تواند فرصتی برای مصاحبه با نور، یک شاعر نسبتا معروف اردو داشته باشد، شور و شوق او هیچ مرزی را نمی داند. اما همانطور که همیشه، زندگی در Devena هیچ چیز ساده نیست. با شروع یک ضبط ضعیف، همه چیز فقط به سمت پایین می رود، به عنوان Deven تلاش می کند تا به شور و شوق خود را برای زبان، شعر و این فرصت را حفظ کند. شخصیت های این داستان دارای سایه های مشابه حتی اگر زمینه های مختلفی داشته باشند و داستان Devenâ € ™ s واقعا شما را لمس می کند. در طول داستان شما می خواهید که زندگی در نهایت او را به یک شکستن است. شما برای نهایت خوشحالی امیدوار هستید، حداقل از طرف نیمه اول کتاب به راستی. نور یک شخصیت است که دوباره به نوعی وحشت زده در قلب شما حمله می کند. همسر Deva ما شخصیتی است که می توانستم درک کنم، اما واقعا نمی توانستم با آن همدردی کنم. از موقعیت های شگفت انگیز و بی نظیری که به زندگی پوچ زندگی منجر می شد، زندگی کمی غم انگیز است، داستان با هر ضربه ای از زندگی شکوفا می شود رنگ های مختلف من اعتراف می کنم که این یک کتاب شاد و خوش شانس و سرگرم کننده نیست. این نارسایی های زندگی انسان را تشدید می کند و این باعث می شود که سرعت داستان کمی آرام شود. با این حال برای من آن را سخت کرد. صادقانه بگویم، این کتاب برای همه نیست. این برای خوانندگان بالغ تر است که با کمی خواندن مواد سنگین خواندن دارند، درک می کنند که زندگی همه گلها و گلها نیست و اکثر مردم خارج از دنیای داستان های خنده دار زیادی در زندگی خود دارند. حتی پس از آن، همه نمیتوانند بخشی از زندگی خود را به گلبرگ گل سرخ برسانند. این ممکن است Anita Desai € ™ ثانیه بهترین، حداقل برای من، اما مطمئنا به استاندارد خود را در پروسه زندگی می کند. دوستش داری

مشاهده لینک اصلی
تقریبا هرکدام از متفکران ضعیف و ضعیف، دیو، تقریبا همه را به خود اختصاص می دهند. تا حدودی. لحظاتی وجود دارد که بطور قابل ملاحظه ای نادر است، زمانی که Deven به نظر می رسد به طوری که ممکن است خود را ادعا کند، اما به طور کلی او نمی کند. دین معلم هندی در کالج کوچکی در میرپور، یک شهر روستایی گرد و خاکی دور از دهلی است. این مدرسه دارای یک اداره کوچک اردو است که نتیجۀ تقلید از طرف نجیب زاده مسلمان کوچک است و در زمان پارتیشن مجبور به فرار به حیاط خلوت شده است. به دستور موراد، دوست و ممتاز او از مدرسه، دین به دهلی سفر می کند تا مصاحبه با شاعر مشهور اردو نور شود. Deven افسانه های ساله را می سازد که به عنوان کتابفروشی، زرنگ و حریص، با لباسی کم عمق درگیر در علاقه مندی بیشتر به نوشیدن و مهمانی در هزینه های قدیمی مردان نسبت به اشتیاق برای شعر او، می یابد. مسلما Nur بسیار کاهش یافته است - زمان نادر او اشعار خود را از خود دور از گذشته جوانان. او زمان بیشتری را صرف بارداری در مورد biryani او می خواهد برای ناهار. هر گونه امیدواری که Deven برای مصاحبه مناسب برای مجله ادبی Murad انجام داده است، در این خانه شامبولی پر سر و صدا، با دو زن در محل، اولین بی سواد اما قلب، دوم بلند پروازانه برای شهرت و ثروت خود را به عنوان یک خواننده و شاعر. سپس Deven سعی می کند یک مصاحبه ثبت شده، اما این یک فاجعه است: خرید و بهره برداری از ماشین farcical و شاعر موضوع غیر مسئولانه و بی پروا است. در خانه، Deven کرایه بهتر نیست؛ همسرش Sarlaâ € ™ s آرمانهای خود را به طور خطرناک بر محصولات خانگی متمرکز شده است: â € ~ او جرأت به درخواست به سمت تلفن، یخچال و فریزر، حتی یک ماشین (€ 67). دیگران در مورد این داستان و پیامدهای آن . من باید بر روی عنوان داستان تمرکز کنم، و چه چیزی ممکن است در معنی نگهداری باشد. در هیچ معنی رسمی، هیچ یک از شخصیت های زندانی نمی شوند. با این حال، بسیاری از آنها به طور استعاری زندانی هستند: واضح ترین اعجوبه خود، بلکه همسرش، دوستش مراد و همکارانش، به ویژه آقای سیددیوی. شاعر نور و همسرانش نیز در بازداشت هستند. بیشتر اوج، زبان خود، اردو، ممکن است به خوبی زندانی شود. این زبان اصلی یک ملت همسایه است که در بهترین حالت با آن مواجه است. این زبان در هند مستقل به حاشیه رانده شده است. حتی در بازداشت پیچیده تر است: محدودیتی ازدواج غیر دوستانه؛ آموزش هندی زمانی که دعوت واقعی او Urdu است؛ اما عمیق تر او با ترس و وحشت خود را محدود می کند. و بی تفاوتی تکنولوژی او. Sarla به یک زندگی قفل شده است که در آن او هیچ ارتباطی با شوهر فکریش ندارد که در نظم پنهانی کم است و به طور مالی به طور ضمنی پاداش داده نشده است. شاعر نور در شیوه های گوناگون بازداشت شده است؛ یک زندانی از شهرت قبلی او؛ از دست دادن خلاقیت خود، به خطر افتادن نیاز به پول - شعر هرگز در بسیاری از فرهنگ ها سود آور نیست - Nur به دنبال هر فرصتی برای تبدیل شدن به پول یا غذا و نوشیدن است. Nur حتی بیشتر از یک زندانی از زبان اردو خود را از Deven است. Murad یک زندانی از مجله ادبی مبارزه است و خود را تنبلی، نتیجه، و یا ضایعات از فرصت های خود را به وجود می آورد تنها از پدر بزرگ خود را expesse.So، آنچه در پایان می کند â € ~ در نگهداری معنی ؟ به چه کسی اشاره می کند؟ من فکر می کنم این بدان معناست که همه ما محدود به شرایطی است که در خودمان پیدا می کنیم و یا خودمان را تشکیل می دهیم. پایان دادن به گمانه زنی است - آیا Deven نشان می دهد که نشانه هایی از حل و فصل بیشتر، ستون فقرات بیشتر است یا ما انتظار داریم او همچنان همانطور که قبلا دیده ایم ادامه خواهد یافت؟ احساس من این است که او تغییر نخواهد کرد. لحظه ای مورد علاقه من تا آخرین لحظه را نجات دادم، زیرا می خواهم به یک یادداشت خوش بینانه پایان دهم: زمانی که دین پسر خود را برای پیاده روی در شهر می گیرد و با مهربانی صحبت می کند به جای انتقاد: پسر در ابتدا مراقب و گیج، سپس شروع به آرامش می کند. موضوع مبادلات واقعی، یک لحظه نادر از شادی در یک داستان است که در غیر این صورت پر از نارضایتی و اصطکاک است. من آن را نقل قول می کنم چون زیبایی آن است. Deven فقط به کتاب های خانه تکانی فرزندش نگاه کرد: او از صندلیش بلند شد و با صدای بلند گفت: \"ما را به راه رفتن ببر. بیا مانو، بیایید و با من راه بروید. \"او دست خود را به صورت کورکورانه گذاشت و پسر با محتاطی یک انگشت را به مشت پدرش وارد کرد و آن را محکم گرفت. سپس آنها گام ها را گشودند و از طریق دروازه به جاده رفتند، مادر در خانه با شگفتی تماشا می کرد و در مجله ی براق نزدیک به آن مادر می شد، همانطور که او احتمالا به آنجا آمده بود. پسر و پسر در پایین راه رفتند بین خانه های مجلل کوچک زرد که متعلق به همان درجه از کارکنان کم هزینه بود که او انجام داد و همه منتظر کت رنگ برخی از روز که بودجه برای این پروژه بعید است جمع آوری شده است. Deven و مانو راه رفتن گذشته انگور کدو تنبل، مبلمان شکسته، جوجه های خراشنده و رادیوهای پریشان، پس از آن € € ™ € DaDeven همه آن را در تنفس، پیدا کردن آن را آرامش بخش. برای یک بار او شرایط خود را تحمل نمی کرد. برتری او از طریق تجربیات جدید و زخم های خام خام که آن را ترک کرده بود، برای او تغییر کرد. ...

مشاهده لینک اصلی
@ قبل از آنکه ما را به گرد و غبار بکشاند، باید تلاشمان را علیه آن ثبت کنیم. ما باید اسم خود را در شن و ماسه قبل از اینکه موج را از بین ببریم و بخشی از اقیانوس را بکشیم، نام گذاری می کنیم.او از طریق جایگزین هایی مانند قطعه های پاره شده کاغذ خاکستری از بین رفته است ... من فکر می کنم که پرولتاریا به زیبایی درخشان است عطر در صفحات. این کتاب سرعت خود را با شروع بسیار امیدوار کننده سریع می کند. داستان Deven فریب خود را از دوست داشتنی، نادرست خود، Murad (حتی من می دانم برخی از مردم مانند Murad در زندگی واقعی) مصاحبه با خداوند شعر Urdu، نور، کسی که در مرز قدم زدن در حال قدم زدن، درهم شکسته بین اختلافات از دو زنش، زمان های قدیم، عادت های الکلی. سپس به زودی 100 صفحه عبور می کند، شما برای نور دیدن منتظرید، از طریق سوراخ هایی از جایی که نور در داستان ظاهر می شود نگاه کنید. تقریبا 150 صفحه عبور می کند (بیش از 60٪، هنوز هم جایی است که نور است؟) ... گسترش دلفریب یک تشک، که در آن Deven در فضاهای دیوانه خود را برای نور دلخوش ... سپس Nur با حالت کمی ظاهر می شود و به زودی که می آید آن را در برخی از صفحات می رود ... و شما می گویند، نقطه در کشش طرح مانند یک لاستیک -پست؟ اما صبر کن.این کتاب همه چیز در مورد نور بود؟ نه! همه چیز درباره Deven بود. من سوال خودم را پرسیدم: کدام نویسنده مورد علاقه است. پاسخ: سر JM Coetzee، سر سلمان Rushie. و اگر من فرصتی برای مصاحبه با آنها و واکنش من تغییر خواهد کرد اگر من در مورد چیزی شبیه به زندگی شخصی غریزی از آنها. آیا تا به حال به آنجا رفته بودم که Deven برای Nur رفت؛ قربانی کردن زندگی خانوادگی، زندگی اجتماعی، زندگی پولی و میزان استقامت فقط برای پرداخت بدهی هایی است که من به نویسنده شنیده ام. منظورم این سوال اینه که من در حلقه بسیار جدی نگه داشته شدم و در مورد نویسندهی که کل زندگی خود را فقط برای برداشتن دیگران حل کرده است چه چیزی را در مورد فردی می خوانیم، آنچه را که از فرد می شنویم و چه در واقع زندگی فرد است. ما شخص را برای کار خود تحسین می کنیم یا تحسین می کنیم اگر زندگی اش متفاوت با آنچه که ما فکر کردیم، از بین می رود؟ آیا هنوز هم وجود دارد که برای وقف بودن وجود دارد؟ بنابراین من چرخ دنده ها را عوض کردم و دوباره خواندن این کتاب را برای ورود به نیوورز انجام ندادم، بلکه نمایش Devens. علاقه من به کتاب را دوباره به دست آوردم من همچنین دوست داشتم که در این کتاب در مورد وضعیت خوردگی دولت ادبیات، بیشتر با تأکید سنگین بر علوم مواجه شده است. در هند این حقیقت واقعی است، بخش بسیار دقیقی به ادبیات احترام می گذارد و به نوبه خود بسیار ناتوان از کسب درآمد است . و چگونه در هند، دانشگاه ها با ثبت نام گسترده در جریان های علمی غرق می شوند ... همانطور که سر راشدی در آغاز کتاب می گوید ... آن را به طرز آرام سخن می گوید که ممکن است خطرناک باشد که بی پروا شود. من با او موافقم.

مشاهده لینک اصلی
آنیتا مزومدار دسای در سال 1935 در ماسوروری، هند متولد شد. مادر او آلمان بود و پدرش یک تاجر تجاری بنگالی بود. او تا به حال زبان آلمانی را در خانه و بنگالی، اردو، هندی و انگلیسی در خارج از خانه رشد کرده است، اما تا بعد از زندگی به عنوان یک بزرگسال، از آلمان دیدن نکرده است. او ابتدا برای خواندن و نوشتن به زبان انگلیسی در مدرسه آموخت و به همین ترتیب انگلیسی زبان مورد نظر او را برای نوشتن تبدیل کرد. او شروع به نوشتن به زبان انگلیسی در سن هفت سالگی کرد و اولین داستان خود را در سن نه سالگی منتشر کرد. او بزرگ شده است توسط ادبیات و موسیقی غربی احاطه شده است، تحقق نمی یابد تا زمانی که او بزرگتر بود که این یک ناهنجاری در جهان او بود که در آن او همچنین فرهنگ و آداب و رسوم شرق را آموخته است. نویسنده در دبیرستان عالی ملکه مری در دهلی هند تحصیل کرد و به او B.A. در ادبیات انگلیسی در سال 1957 از خانه میراندا از دانشگاه دهلی. در سال بعد او با ایشوین دسای، مدیر شرکت نرم افزاری کامپیوتر و نویسنده کتاب بین تمتع ها: ایده های زندگی و کیهان، ازدواج کرد. آنها چهار فرزند دارند، از جمله کریان دسای، رمان نویس برنده جایزه بوکر. نویسنده برای سال های تحصیل در کوه هیلوویک و موسسه فناوری ماساچوست، یک دانشگاه خصوصی تحقیقاتی در کمبریج، ماساچوست، ایالات متحده آمریکا. او اکنون بیشتر از سال خارج از هند می گذرد. ​​در زندان تنها کتاب آنیتا دزایی است که تا به امروز خوانده ام. این جایزه بوکر در سال 1984 جایزه شد. این یک رمان در مورد یک مرد کوچولوی کوچک، دیوئن است، که منجر به نقاشی و فقیر بودن تدریس هندی در کالج شهر کوچک در شمال هند شده است. عشق بزرگ او شعر اردو است و او می تواند این فرصت را به مصاحبه با قهرمان خود، شاعر بزرگ نور. نور بزرگترین شاعر اردو است. همسر Devenâ € ™ ثانیه هم نه سهام و نه درک علاقه خود را، اما او همیشه دوست داشت شعر اردو و از دست رفته شانس به عنوان استاد زبان اردو، به طوری که Deven جذب به رفتن به دهلی شهرستان بزرگ است. او به این ایده که سوءاستفاده شده توسط دوست و آشنا دوست خود، موراد، خاتمه می یابد، اما رویای جلسه نور، Dragens Deven را به نمایش می گذارد. بنابراین او در روزهای یکشنبه، یک روز آزاد که باید با همسر و پسرش صرف کرد، بر روی تعدادی از ماجراها قرار می گیرد. بعضی از اینها کاملا خنده دار هستند. چه چیزی در خانه قهرمان او پیدا شده است، بدبختی و سردرگمی است. پس از سقوط سالخورده، احاطه شده توسط sycophants fwning، ازدواج با یک زن محاسبه جوان تر که می خواهد از شکوه خود را به نفع خود شهرت، نور همان چیزی است که او یک بار بود: و یا شاید او همیشه این بود. بخش غم انگیز نتیجه جلسات است. مستی و تشویق توسط ستایشگرانی که او را به همراه جلسات دنبال می کنند. نائور به هیچ وجه جدید و یا رمان را ارائه نمی دهد. حتی مرد ضعیف و ضعیف به نحوی به این شاعر قدیمی متصل می شود و مایل است از او حمایت کند و از او محافظت کند زیرا او نمی تواند از خودش دفاع کند. شايد شاخه ی اردوئی باشد که دیوین از دوران گرانبهاش به عنوان یک فرزند با پدرش به یاد می آورد. بنابراین، برای حفظ نام و آثار نور برای نسلها، دیو تصمیم میگیرد صدای خود را بر روی نوار برای دانشگاه کوچک شهرش ضبط کند. در این روند Deven به طور مؤثر و عاطفی مورد سوء استفاده قرار می گیرد، جایی که خانواده Nurâ € ™ ثانیه و پرده بر روی پول تقاضا برای حفظ خود را خوشحال، Murad حاضر به پرداخت او را برای ارسال به مجله ادبی خود خود اعلام کرده است. همسرش Sarla در زمان خود خشمگین است، استادانش هم فکر می کنند که او در دهلی زندگی می کند و یا او را فشار می دهد تا صدای نور را بشنود. من این کتاب را بسیار جالب اما افسوس خوردم. همانطور که Devenâ € ™ ثانیه جهان منحرف شد من به دنبال چیز امیدوارانه برای او کار خوبی است، اما واقعا وجود دارد که هیچ شکی نیست. در واقع، پروژه Devenâ € ™ ثانیه که تنها می تواند در فاجعه به پایان برسد. با این حال، در زندان محکوم به خواندن است و کتاب را توصیه میکنم.

مشاهده لینک اصلی
دسته بندی های مرتبط با - کتاب در حبس


#ادبیات اقتباسی - #ادبیات هند - #ادبیات داستانی - #ادبیات معاصر - #داستان درام - #دهه 1980 میلادی - #تازه های ایران کتاب - #جدید ترین کتاب ها - #فهرست برترین آثار نویسندگان زن -
#انتشارات نشر داستان - #آنیتا دسای - #فرشاد ذوالنوریان
کتاب های مرتبط با - کتاب در حبس


 کتاب بیلی بتگیت
 کتاب ستاره ها را بشمار
 کتاب مرگ مورگان
 کتاب شاهدی بر زندگی من
 کتاب خانه خیابان مانگو
 کتاب تاریخ محاصره لیسبون