معرفی کتاب خانه خیابان مانگو

اثر ساندرا سیسنروس از انتشارات کتاب آمه - مترجم: دیبا داودی-دهه 1980 میلادی

کتاب حاضر، مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه آمریکایی است که با زبانی ساده و روان نگاشته شده‌اند. «موها»، «پسرها و دخترها»، «اسم من»، «روز خوب ما»، «خنده»، «سمساری جایل»، «میمی اورتیس»، «داریوش و ابرها»، «صندل»، «یک ساندویچ برنج»، «اولین شغل من»، «بدشگون»، «خانواده پاکوچولو»، «آن‌هایی که نمی‌دانند» و «مارین» عنوان‌های برخی از داستان‌های این کتاب هستند. در داستان «خانه خیابان مانگو» می‌خوانیم: «ما از اول ساکن خیابان «مانگو» نبودیم. پیش از آن در طبقه سوم آپارتمانی در خیابان «لومیس» زندگی می‌کردیم و پیش از آن خیابان «کیلر». قبل از «کیلر» در «پائولینا» می‌نشستیم و دیگر قبل‌تر از آن را خاطرم نیست»


خرید کتاب خانه خیابان مانگو
جستجوی کتاب خانه خیابان مانگو در گودریدز

معرفی کتاب خانه خیابان مانگو از نگاه کاربران
من مقدمه ای را با ناخوشایند ناخواسته پیدا کردم. Cisneros گفت که می خواست کتابی بنویسد که شما می توانید به هر صفحه تبدیل شوید و آن را در دسترس قرار دهید. برای یک چیز، او گفت کهabandoning علامت نقل قول برای ساده کردن تایپوگرافی و صفحه را به عنوان ساده و قابل خواندن که ممکن است. @ واقعا؟ شخصا، تا آنجا که من نگرانم، علائم نقطه گذاری، دوستان ما هستند. علامت نقل قول در نشانه اقتصادی ترین راه است که ما در حال خواندن گفتگو هستیم و از طریق کنوانسیون هایی مانند پاراگراف های متناوب به ما می گوید این تبادل بین دو نفر است. کنوانسیون ها به خوانایی کمک می کنند. فقدان علامت نقل قول به ما می گوید که در داستان های ادبی زمین سخت و دشوار، معروف از دانش آموزان دانشگاهی - نه یک داستان قابل خواندن خواننده عادی لذت ببرید. در حقیقت، اگر یک نویسنده نتواند از علامت نقل قول برای بستن کتاب و به آرامی به عقب برگردد، به سیاست من تبدیل شده است. چرا این کار را نکردی؟ از آنجا که من این را مطالعه کردم یک کتاب جالب در مورد تجربه اسپانیایی تبار آمریکایی بود. Cisneros نسبتا به من نزدیک است، مثل من در یک شهر بزرگ (شیکاگو به جای نیویورک) بزرگ شدم و مانند من دارای پس زمینه لاتین است. (مکزیکی به جای پورتوریکو). به عبارت دیگر، من فکر کردم ممکن است شناسایی کنم، مشترکا در تجارب خود به رسمیت بشناسم، که به من درک می کند که چه اتفاقی و اتفاقا در تجربه خانوادگی من و چه چیزی از اسپانیایی بودن یا حداقل چیزی است که من را به دوران کودکی من برگرداند خانواده ام. اما واقعا، با وجود قطعنامه هایم، خیلی طولانی نبود. من فقط از ساختار کتاب و سبک خیلی متنفرم. Cisnero همچنین در مقدمه خود می گوید زمانی که او این را نوشت، او نمی دانست که او نوشتن یک رمان از آنجایی که او hadnt از چرخهstory شنید. @ شما می دانید چه؟ هنوز هم فکر نمی کنم آنچه که او نوشت، یک رمان بود. نه از راه دور یک رمان هیچ کاری را که شما می گویید در دو جلد است نمی بینید. من شک دارم این یک مدت طولانی است. Id می تواند بسیار شگفت زده اگر آن را به حتی 30000 کلمه آمد. رمانتیک در بهترین حالت - رمان نیست. اما همچنین یک رمان یک ساختار خاص را نشان می دهد و من فکر نمی کنم مجموعه ای از اشعار مرتبط با پروس اشعار درباره شخصیت (Esperanza Cordro) آن را قطع کند. بسیاری از 45 فصل حتی به 150 کلمه نرسیده اند. (و مردم فکر می کنند جیمز پترسون نازک است!) این پروس به زودی به عنوان ظاهری واقعی به نظر می رسد که به نظر می رسد به نظر می رسد - آه، نوعی از چیز مصنوعی ظریفانه ای که هزاران بار در میان یک عادت چپ گرا از هر قومی که به نظر من کاملا مخالف @ diverse @ به نظر می رسد آن را در میان بسیاری تعریف می کند. بله، من کاملا اعتقاد دارم این است که اغلب در مدارس قرار دارد. ممکن است که آن را برای وضعیت پرفروش آن حساب کنید. من برای لحظه ای فکر نکردم که این اولین صدای یک دختر نوجوان جوان بود. (همانطور که گفتم در مقدمه گفتم که شخصی که در یک کارگاه شعر نخبگان شرکت می کند نوشته شده است که من باور دارم) بنابراین آره، پس چیزی که من از آن لذت می برم و یا آن را مطابق مخوف در blurbs و پشت جلد.

مشاهده لینک اصلی
من به سبک نوشتن توجه نکردم ... هر فصل کوچک (1.5-2 پگ) (تصویر)، قطعه ای از زندگی است که در خیابان مانگو برای اسپرانزا وجود دارد. ایده این قطعه ها بسیار عالی است، اما آنها هرگز توجه من را نادیده گرفته و نقاشی رنگی برای من نیاورده اند. این یک طرح مداوم نیست، که شما را آویزان می کند. من به این سبک مورد استفاده قرار نگرفتم، بنابراین واقعا نمیتوانستم @ grab @ me.I امیدوار بودم که در طول کتاب من با شخصیت یا @ feel @ چیزی ارتباط برقرار کنم ... من هرگز نداشتم. من تحت تأثیر قرار نگرفتم. من فکر نمی کنم یک سبک نوشتاری با آن ارتباط برقرار کنم

مشاهده لینک اصلی
خانه در خیابان مانگو ساده و ساده است. و با توجه به آن برای همه انواع انتها در طیف وسیعی از کلاسهای ادبی انگلیسی مورد استفاده قرار می گیرد (من خودم در کلاس های 7 و 11 استفاده کرده ام و همچنین در دانشکده کالج و فارغ التحصیل آن را مورد مطالعه قرار داده ام)، زیبایی پذیر است. اما علی رغم بسیاری از @ استفاده ها، @ در نهایت این یک کتاب در مورد یک دختر است که در برابر ظلم و ستم مقاومت می کند و صدای او را می یابد. این شایسته است که نه تنها از ریتم و شعر، طنز و تصویر آن لذت ببرد، بلکه برای عمق آن مطالعه می شود. چنین جهانی در این رمان منحصر به فرد وجود دارد - فقط خواندن و خواندن را ادامه دهید و هر زمان به دنبال هر چیزی بیشتر بروید. این به راحتی بیشترین تدریس من و به این ترتیب بیشتر رمان خوانده می شود و قطعا یکی از محبوب ترین هاست. من هنوز هم می توانم برای اولین بار آن را در کالج بخوانم، و برای من آرزویش را برای ادبیات شعر، ریتمیک و تحول آمیز حفظ کنم. تنها چیزی که من می توانستم خطوط بیشتری را از آن بیرون بیاورم عبارت بود: خلع سلاح. :) اما این داستان ها هرگز مرا ندید. و همه ما، به نحوی، Esperanza (کلمه اسپانیایی برای @ hope @). پیشگویی جدید توسط Cisneros در نسخه 25 سالگرد ارزش برای هر نویسنده خواندن است.

مشاهده لینک اصلی
Ive مدت زمان زیادی را صرف اجتناب از این کتاب کرد، زیرا همیشه در لیست خواندن در تابستان و این نوع مکان قرار داشت. اگر چه من می دانم که بسیاری از این کتاب ها کاملا خوب است، اما چیزی در مورد دانشکده خواندن اختصاص داده شده است که تا به امروز من را با زخم تند تند می کند. اما پس از آن بررسی واندا به من در مورد آن کنجکاو شد. این کاملا متفاوت از انتظارات من بود. من پیش بینی یک داستان داستان خطی از نوعی بود. اما این کتاب بیشتر شبیه شعر نثر نسبت به هر چیز دیگری است. هر @ chapter @ یک قسمت جداگانه است که یک شخص یا یک رویداد را توصیف می کند و یک خلق را بیشتر از هر چیز دیگری جذب می کند. و در عین حال، به نوعی داستان می گوید، در مورد اشعار خانواده اشپرانزاس به یک محله شاید خیلی خوب (نوعی که افرادی که می توانند در دیگر نقاط زندگی کنند) در اسرع وقت به آنجا می روند. یک محله که زنان بسیار خوشحال نیستند و به دنبال اشکال مختلف فرار هستند که عمدتا به نظر بی معنی می آیند: آنها همسران و مادران هستند، همواره توسط شخص دیگری تحت سلطه قرار می گیرند، همیشه مسئولیت شخص دیگری، شخصیت خود را هرگز. (نویسندگان بیوگرافی در انتها به صراحت می گویند: @ هیچ کس همسرم نیست و هیچکسی مادر نیست. @) محله ای که با وجود این آرزوهای اسپرانزا را برای تبدیل شدن به یک نویسنده فراهم می کند. من واقعا مطمئن نیستم که چگونه این ارقام را ارزیابی کنم، زیرا واقعا یک روایت با شخصیت ها یا هر چیز دیگری نیست. من آن را 4 ستاره برای احساس آن، به دلیل آن است که به شدت تحریک پذیر و من را در محل و زمان خود را درست قرار داد. و از آنجا که به زیبایی به عنوان شعر و پرویز هر دو کار می کند. و چون امیدوارم اسپرانزا از جاه طلبی خود برای تبدیل شدن به یک نویسنده، با وجود شانس علیه او، زندگی کند.

مشاهده لینک اصلی
â € œYou هرگز می تواند بیش از حد آسمان است. شما می توانید خواب بکشید و از آسمان بیدار شوید و آسمان می تواند در هنگام غم و اندوه شما را حفظ کند. در اینجا، غم و اندوه بیش از حد و آسمان کافی نیست. پروانه ها نیز کمی هستند و گل ها و چیزهای بیشتری که زیبا هستند. با این حال، ما آنچه را که می توانیم دریافت کنیم و از آن استفاده کنیم. @ Review to English | Reseà a es español (breve) این کتاب غریب زیبا، ظریف، سخت و یک جواهر آرام بود که برای نمایشگاه وجود ندارد اما اگر کسی به اندازه کافی خوش شانس باشد برای پیدا کردن آن، آن را به شما تعمق خواهد کرد. من این را می گویم چون به عنوان مکزیکی، یکی به احتمال زیاد خواندن و یا احساس به ادبیات Chicano جذب نمی شود. من به طور کامل از تجربه من صحبت می کنم و به این ترتیب، من هرگز به این ادبیات سه دلیل را ندیده ام: اول، درک فرهنگی از کسانی که ریشه های ما را متحول می کنند، حرکت می کنند، سبک زندگی آمریکایی را اتخاذ می کنند و به آرامی شروع به فراموشی می کنند سنت های ما، از جمله نحوه صحبت کردن اسپانیایی؛ دوم، همیشه دشوار است درک دامنه و معنای @ Spanglish @؛ و سوم، همانند بسیاری دیگر، به یک جامعه فرهنگی دیگر تبدیل شده است - صرف نظر از گذشته مشترک ما. من به یاد می آورم که بسیاری از سال ها پیش، در طول دوره های دبیرستان من این کتاب کوچک را داشتم که عنوانش چهره های ما را دیده بودید. این یکی از کتابهای کلاس انگلیسی من بود و شامل مقالاتی از کتابهای مختلف بود اما موضوع مشترک آن هویت در ایالات متحده بود. هفته گذشته من شروع به خواندن مجلس در خیابان مانگو کردم و میدانستم که من در حال حاضر درباره اسپرانزا، دختر که نام به معنی امید به انگلیسی است، اما در اسپانیایی به معنی حرف های زیاد، غم و اندوه، انتظار است. وقتی اولین بار این قطعه را خواندم، خیلی جوان بودم اما به یادمان میآید که من آن را دوست نداشتم. من نمی توانستم همسو با یک دختر ریشه های مکزیکی احساس کنم که در یک کشور دیگر احساس تنهایی کردم. تناقض او به نظر غیر طبیعی و عمدتا (در حال حاضر به نظر من) ترسناک است. این 15 سال است که مجددا با این کتاب دیدار می کند. شخصی که در حال حاضر هستم، از سالهای نوجوانی در بسیاری از موارد متفاوت است. به احتمال زیاد سن این عامل است که کمک کرد از طریق این کتاب کمک کند. صدای اسپرانزا - شخصیت اصلی این رمان کوچک - دیگر احساس بیگانگی نمی کند: همانند بسیاری از شخصیت های دیگر از بهترین ادبیات، صدایی است که ما می توانیم خودمان را شناسایی کنیم. این رمان طولانی نیست و در واقع، هر یک فصل به سختی 3 صفحه است. این همان چیزی است که ما از امیدها، رویاها و ترس از یک دختر نوجوان جوان که در شیکاگو زندگی می کند، می میرد و برای یک مکان واقعا به خانه می آید و والدین از یک مکان به مکان دیگر و دوستان و خانواده می آیند و می روند. این نیز یک کتاب با اقدامات بزرگ و ماجراجویی نیست، لحن آهسته و قدرتمند است - من نمی توانم باور کنم که چگونه جملات کوتاه می تواند چنین تاثیر قوی و پایدار در ذهن است. گرچه دانش من در ادبیات ایالات متحده خیلی زیاد نیست، من فکر می کنم نوشتار Cisneros است که یک روند جدید در کتاب ها ایجاد کرد: فصل های کوتاه، که در اولین نوشته ها نوشته شده است، و جملات مختصر برای حفظ خواننده مورد علاقه. با این حال، باید گفت که در حالی که من فکر می کنم که این روش نوشتن در داستان های معاصر سوءاستفاده شده است، این موضوع در مورد Cisneros نبود. شاید به این دلیل که او اولین کسی بود و علاقه او به خرید کتاب نبود؟ به هر حال هر @ vignette @، همانطور که من فکر می کنم فصل های کوچک این کتاب تعریف شده است، خواننده را یک تصویر دقیق از دنیای این دختر نشان می دهد، خانواده اش، خواهرش، و دوستانش. نه تنها او به دنبال هویت است، بلکه هر کسی که در خیابان مانگو زندگی می کند: مارین، دختر از پورتوریکو؛ رویتی، دختر مالک یکی از ساختمانها، عمه لوپه. این یک داستان سخت در مورد رشد است، از تلاش برای تشخیص اینکه چه چیزی ما را از دوران کودکی دور می کند. در نهایت، ما ممکن است از یک خانه، از یک شهر حرکت کنیم، اما مکان هایی که رشد کردیم، همیشه بخشی از ما خواهد بود. و همیشه همیشه به عقب بازگردید، یا شخصا یا در ذهن دارید. این یک کتاب پر از نوستالژی، اشتیاق است. من فکر می کنم این هم ممکن است یک کتاب برای همه باشد - برای یک لحظه فکر کردم این نوع داستان من است که می توانستم از آن متنفر بودم؛ زیرا سبک نوشتن؛ خوشبختانه این مورد نبود گرچه من در محیطی مانند اسپرانزا رشد نکرده بود، افکار و سخنانش عمیقا به من ختم شد و من به پس زمینه ای ساخته شده برای درک او نیاز نداشتم. سادگی که ما از زندگی او یاد می گیریم کافی است، کامل: â € œâ € | پس من در درختان نگاه کردم. هنگامی که چیزی در این خیابان وجود ندارد. چهار نفر که با وجود بتن رشد کرده اند. چهار نفری که رسیدن و فراموش نکنند. چهار دلیل تنها بودن و بودن @\nشاید این کمک بسیار زیادی به معرفی فوق العاده Cisneros در این نسخه کمک کرد. در این نوشتار، وقتی نوشتن این کتاب، ترس و تردید در مورد تبدیل شدن به یک نویسنده، در مورد یادگیری از نویسندگان دیگر، در مورد او و سپس امید و آینده امید، نویسنده می نویسد. چیزی که من بیشتر از آن نگه داشته ام، زمانی است که Cisneros می گوید که برای او: @ داستان در مورد زیبایی است. زیبایی که در آن وجود دارد که توسط هر کسی مورد تحسین قرار می گیرد، مثل یک صدای ابرها که سرشار از انرژی است (...) افرادی که ...

مشاهده لینک اصلی
دسته بندی های مرتبط با - کتاب خانه خیابان مانگو


#ادبیات آمریکا - #ادبیات داستانی - #ادبیات معاصر - #ادبیات نوجوان - #داستان درام - #دهه 1980 میلادی - #لیست برترین رمان های ادبیات نوجوان -
#انتشارات کتاب آمه - #ساندرا سیسنروس - #دیبا داودی
کتاب های مرتبط با - کتاب خانه خیابان مانگو


 کتاب شاهدی بر زندگی من
 کتاب تاریخچه زمان از انفجار بزرگ تا سیاهچاله ها
 کتاب هنرمندی از جهان شناور
 کتاب آقای هنشاو عزیز
 کتاب دسامبر رئیس دانشکده
 کتاب رنگ جادو