کتاب بازمانده ی روز

اثر کازوئو ایشی گورو از انتشارات کارنامه - مترجم: نجف دریابندری-دهه 1980 میلادی

در سال ۱۹۵۶، استیونز، پیش‌خدمت پیر عمارت دارلینگتن، سفری را با ماشین به سمت غرب انگلستان آغاز کرده که به سفری درون گذشته‌اش منتهی می‌شود... ؛


خرید کتاب بازمانده ی روز
جستجوی کتاب بازمانده ی روز در گودریدز

معرفی کتاب بازمانده ی روز از نگاه کاربران
Kazuo Ishiguro می نویسد: ضد هیکو: به جای آگاهی بیداری به فوری دنیای طبیعی تغییر ناپذیر، حافظه ذهنی لایه پشت را به لایه برداری برای آشکارسازی؛ به جای فرسودگی شادی آگاهی، تنش تسخیر تدریجی جهل؛ به جای فروتنی که بر اساس شرایط خود قابل تشخیص نیست، مبهم است که سعی دارد پرخاشگری را از زوال موجودی که به طور ناگهانی در حال ظهور است، پر کند. با این حال، آنچه که نوشتن آن با هیکو به اشتراک گذاشته است، ایجاد روشنفکری است - در نهایت، آن را وارد می کند، خشن و بدتر برای پوشیدن. استیونس، یک آشپزخان، زندگی خود را با اشغال اش تعریف کرده است. با این حال، پس از گذراندن بهترین سال های خود را در خدمت نازی آشنا بریتانیا اشراف لرد دارلینگتون، او لزوما رشد می کند introspective. هنگامی که کارفرمای جدید خود - یک آمریکایی ثروتمند که خود نشانه ای از نظم تغییر یافته از اروپا پس از جنگ است - از او می خواهد برای تعطیلات کوتاه، استیونز مجبور است با عواقب تصمیمات زندگی خود مواجه است. بدون آیین های داخلی خود را به او ، هویت او انکار می کند. او در فانتوم برتری بریتانیایی بومی است که ثابت کرده است که درک می کند - امپراتوری را در ویرانه ها قرار می دهد، و مردان که طبقه حاکمه خود را تشکیل می دهند، دسته ای خسته و بی عیب و نقص هستند که مانند کارفرمای قبلی خود است. او فیزیکی مظهر پدربزرگ مرده را به یاد می آورد، اما مجبور است مردی شکسته را ببیند که منتظر دیگران است. او رنج می برد و به @ عزت @ و آنچه که به معنای تحمل و ایستگاه خود را در نهایت سقوط، و او خود را فسخ می کند با همکار خدمتکار خانم کنتون، که به زودی ارائه شانس در رستگاری و خوشبختی.

مشاهده لینک اصلی
این یکی از زیباترین شیوه ها و کتاب های ظریف است که در طولانی مدت و طولانی خوانده می شود. Ishiguros فرمان نثر کامل است؛ هیچ نقطه ای وجود نداشت که من احساس می کردم که این کتاب توسط یک نجیب زاده گوگنتام انگلیسی کامل نوشته نشده است. باقی مانده از روز نیز یکی از بهترین نمونه هایی از POV اول شخص است که Ive خوانده است. صدای استیونس همیشه واضح و متمایز است و همیشه برای رایت روایت به گونه ای طراحی شده است که خواننده قادر به دیدن چیزها و حدس زدن چیزهایی است که شخصیت اصلی نمی تواند باشد. برای همه کسانی که استیونز خود را بیش از سرزنش و سرخوردگی و چگونگی سرگرم کننده agonises، این کتاب در برخی از مناطق بسیار خنده دار است؛ نمونه خوبی از یک کمدی رفتار است. ظرافت از همه چیز، و استیونز اغلب بی توجهی به نشانه های اجتماعی واقعا به خوبی به آن است. بسیار، بسیار توصیه می شود.

مشاهده لینک اصلی
این چیزی نیست که در این مقاله اتفاق می افتد، مهم این است که چه اتفاقی می افتد. آن چیزی که گفته می شود نیست، اما چیزی که گفته نمی شود. تقریبا مانند استیونس در یک شخص واقعی احساس می کنم و نه شخصیت داستانی. او ممکن است به شدت فاجعه انگیز ترین شخصیت من بود افتخار برای دیدار / خواندن. او سخت تلاش کرد تا آنچه را که تصور می کرد درست انجام دهد و در نهایت همه چیز به اشتباه تبدیل شد ... من حداقل نیم ساعت بعد از پایان صفحه نهایی گریه کردم. این لحظه تلخ و شیرین بود وقتی که او را به قلب خود را شکست ... من برای او خیلی بد درد، اما برای اولین بار او احساسات خود را تصدیق و بنابراین من برای من خوشحال بود.این داستان به من یادآوری چرا مهم است که شما زندگی می کنند زندگی است.من امیدوارم استیونز باقی مانده از روز خود را به یاد بگیرند برای زدن و ایجاد دوستی برای خود. من فکر می کنم شاید او خواهد بود

مشاهده لینک اصلی
هر روز، برای هفته گذشته Ive خود را تشویق کرد تا شروع به نوشتن این بررسی کند. این سخنان من را برای بحث دربارۀ چنین شاهکار ادبی پیدا نمی کند. چه کسی به من حق دارد حتی سعی کند؟ پس از مدتی به طور منظم روی صفحه نمایش خیره شدم، بالاخره یک پاساژ زیبا را که می تواند کاملا در مورد این رمان احساس کند، به یاد می آورد. بنابراین، من اجازه خواهد داد نویسنده توضیح کار خود را. هرچند که نقل قول این حومه انگلیسی باشکوه را نشان می دهد. همچنین می توان از این رمان نیز استفاده کرد. \"آنچه مربوط است آرامش زیبایی، حس تداوم آن است. به نظر می رسد که زمین به زیبایی خود، عظمت خود، و احساس نیاز به فریاد آن را نمی داند. به اعتقاد من، زیبایی محکوم شده چیزی است که مشخصه های باقی مانده از روز و صدای شخصیت اصلی آن، استیونز است. همانطور که در مورد هرگز به من اجازه نمی دادم، پیام در صفحات زیبا پنهان شده است، فقط پیشنهاد می شود، آن را به خواننده در قالب یک گره در معده یا گلو می آید و احساسات برای بسیاری از روزها در حالی که یک فکر می کند در معنای زندگی اش / \"ما چه می توانیم برای همیشه به عقب برگردیم و خودمان را سرزنش کنیم، اگر زندگی ما کاملا به همان اندازه که ما آرزو داشتیم، به دست نیاوریم؟\" واقعیتی سخت است که مطمئنا برای کسانی مثل شما و من انتخابی غیر از این است که سرنوشت ما، در نهایت، به دست آن مردمان عالی در مرکز این دنیا که خدمات ما را استخدام می کنند، وجود نداشته باشد. نکته ای که در مورد اینکه چه کسی می تواند یا نتواند برای کنترل دوره ای زندگی کند، بسیار نگران کننده است. مطمئنا این کافی است که دست کم شما و من حداقل سعی کنید سهم کوچک ما را برای چیزی که درست و شایسته است، شمرد. و اگر برخی از ما آماده باشیم تا در زندگی به فداکاریهای زیادی دست یابیم تا این آرمان ها را دنبال کنیم، مطمئنا این خود به خود است، هرچند که نتیجه آن باعث غرور و رضایت می شود. »ویلیام استیونز یکی از معدود افراد باقی مانده است ، متصدیان متعهد، بیشتر از زندگی خود را در تالار Darlington در خدمت لرد Darlington کار کرده است. مانور پس از جنگ و مرگ مالک آن، مالکیت خود را تغییر می دهد، اما کارکنان کاهش یافته همچنان با کارفرمای جدید، آمریکایی معروف به آقای فارادی، باقی می مانند. هنگامی که صاحب جدید برای چند هفته به ایالات بازگشته است، او به استیونس پیشنهاد می کند تا ماشین خود را قرض دهد و از درایو در حومه لذت ببرد. با وجودی که در ابتدا از او دلخور بود، سرپرست تصمیم گرفت تا پس از دریافت یک نامه از یک خانه دار سابق تالار، خانم کنتون به آن کسی که به نظر می رسید که او را محبت می کند، دریافت کند. او تصمیم می گیرد تا او را به دیدار او بگذارد تا پیشنهاد کند که کار خود را در تالار ادامه دهد. این سفر فرصتی مناسب برای بازنگری مهمترین لحظات استیونز گذشته و مدیتیشن بر این است که وفاداری وی به استاد و تصمیمات وی / یا کمبود آن، موجب شده او فرصت های خاصی برای زندگی عاطفی تحقق یابد. با این حال، معنی این است که برای همیشه متقاعد کردن به آنچه اتفاق افتاده بود چنین بوده و چنین لحظه ای متفاوت بود؟ این احتمال وجود دارد که بتواند به این شیوه منحرف شود. در هر صورت، در حالی که همه چیز به خوبی برای صحبت از نقاط تبدیل است، مطمئنا می تواند چنین لحظات را در گذشته به رسمیت شناخته شده است. به طور طبیعی، وقتی امروز به چنین مواردی نگاه می کنیم، ممکن است آنها واقعا در لحظه های حیاتی و گرانبها حضور داشته باشند؛ اما البته، در آن زمان، این تصور یک نفر نبود. در عوض، به نظر میرسد که تعداد روزها، ماهها، سالهای طولانی در اختیار داشته باشید تا جنجالهای مربوط به رابطه آنها را با خانم کنتون مرتب کنید؛ تعداد نامحدودی از فرصت های بیشتر که در جهت اصلاح اثر این یا آن سوء تفاهم است. مطمئنا چیزی برای نشان دادن در آن زمان وجود نداشت که چنین حوادثی که به ظاهر کوچک رخ داده بود، تمام رویاها را برای همیشه از بین می برد. زبان استفاده شده توسط نویسنده زیبا و منحصر به فرد است. این صدای بطری است که در حالت رسمی محدود و مناسب برای کار خود می نویسد. اثر غم انگیز، گاهی اوقات خنده دار و بار دیگر دلهره آور در استیون، ناتوانی نقش خود را حتی برای یک ثانیه و زندگی برای خود را از بین ببرد. من نمی تونم حتی اشتباهات خودم رو انجام بدم. واقعا - باید از خود بپرسید - چه شأنی در آنجا وجود دارد؟ â € کتاب زیبا و عاطفی است که من به همه توصیه می کنم.

مشاهده لینک اصلی
â € œ شب ها بهترین بخشی از روز است. شما روز کار خود را انجام دادید. حالا شما می توانید پای خود را بالا ببرید و از آن لذت ببرید\nمن فکر می کنم آنچه که واقعا در پایان آن همه نیاز دارد، در گرگ و میش زندگی، این است که بدانیم که چیزی ارزش دارد، و معنی وجود دارد. از آنجا که اگر همه چیز بیهوده بود، چرا حتی امتحان کنید؟ باقی مانده از روز، کازوو ایس هیورو یک شاهکار، جالب، جذاب، ظریف، زیبا و کامل، با تسلط دقیق از زبان، تنظیم و شخصیت ها ایجاد کرد. در قلب خود، داستان خود را از جستجو برای چیزی غیر قابل برگشت در زندگی از دست داده، داستان حافظه و عدم اطمینان آن. زیبایی و غافلگیرانه بودن آن، با زرق و برق نازکی اولیه از نوستالژی به آرامی و ظریف به نظر می آید آرامش آرام آرام، با هماهنگی با طنز خشک و بیت های طنز. این یک کتاب از کیفیت نامطلوب است، که غیر ممکن است برای فراموش کردن، آن است که سزاوار هر هر اونس از ستایش است که با آن آغشته شده است. چه شأن و منزلت است؟ عظمت چیست؟ هدف شما چطور است؟ اینها سوالاتی است که استیونس - یک متفکر انگلیسی ممتاز در گرگ و میش زندگی او که به طور شگفتآور با گرگ و میش امپراتوری بریتانیا همخوانی ندارد - در طول سفرش از طریق حومه شهر در جستجوی یک دوست قدیمی، یک خانه دار سابق که، استیونز فکر می کند، علاوه بر این علاوه بر کارکنان کاهش یافته یک مانور یک بار بزرگ که در حال حاضر متعلق به یک آمریکایی غنی پس از مرگ مالک قبلی اشرافی خود، پروردگار است که استخدام استیونز به وفاداری آن را چندین دهه صرف شده است. به استیونس، پاسخ ها در ابتدا روشن است - هدف و رضایت، عزت نفس تمام عیار خود را در وفاداری بی قید و شرجی به عالمان بزرگ این جهان، با همکاری با آن شما نیز مهم است. اما به نظر میرسد که به نظر میرسد که قطار سالن دارلینگتون به نظر میرسد کاهش و کمیاب است، فریبنده با فلس بک در یک جریان شگفتآور رسمی از آگاهی، ظاهر حقیقت شروع به ظاهر شدن میکند و اینکه چگونه ناخوشایند هستند! بیت بیتی، عمدتا نه از طریق آنچه که به ما می گوید، بلکه دقیقا از طریق آنچه او نمی گوید، ما می بینیم که می بینیم که استیونس فقیر شاید روایت ناپاک ترین آن است که تا به حال وجود داشته است. شروع از روایت رسمی، سفت اما هنوز با اعتماد به نفس در ابتدا از سفر استیونز، ما در نهایت در نهایت بر روی یک اسکله به پایان می رسیم، و به درد و دل درد های بسیار شخصی اش نگاه می کند، همانطور که او در مورد بقایای زندگی اش در بقایای عناوین روزگار می اندیشد. بیت بیتی، از طریق گاه گنگ، روایت محدود و در عین حال بی وقفه صادقانه، ما می توانیم داستان مردی را که خدمات وفاداری و وفاداری را بالاتر از همه قرار می دهد، به دنبال شادی آرزو، چسبیده به نقش های طبقه مشخص و انتظارات سفت و سخت، انکار خود خود را در تلاش برای زنده ماندن به وظیفه، انگیزه نویسی که در حال حاضر در زمان خود را تبدیل به منسوخ شده است. با این حال، اگر بخشی از ارزش هر فرد یا هر چیز دیگری در زندگی باشد، مطمئنا زمانیکه او جستجوی خود را متوقف می کند، باید بیافتد؛ زمانی که او باید به خودش بگوید: این کارفرمای همه چیز را که من نجیب و قابل تحسین می بینم، به تصویر می کشد. من بعدا خودم را به خدمت او اختصاص خواهم داد\nاستیونس، روایتگر غیرقابل اعتماد، به ما نشان می دهد که خیلی دقیق تر از چیزهایی است که او نمیتواند به خواننده بگوید. آنچه که ناخوشایند است، تصویر واقعی را به تصویر می کشد - ناامیدی ها، از دست دادن، وجود خالی تنها و عمدا از عشق و گرمی. â € œIt تقریبا من تقصیر است، اگر زندگی و کار و رفاه او امروز به نظر می رسد به نظر می رسد در بهترین حالت، یک زباله ناراحت - و کاملا غیر منطقی است که من باید احساس پشیمانی یا شرم آور در حساب خود من.\nاستیونز در رسوایی جدی او به خاطر لرد دارلینگتون وفادار به نظر می آید، هرگز به طور کامل نمی پذیرد که مردی که او زندگی خود را خدمت کرده و تحسین کرده بود، در واقع خیلی بزرگ نبود. و چگونه می تواند؟ پس از همه، او کل خود ارزش خود را به خود اختصاص داده است، تمام احساس خود را به ماندگی به خدمت به یک مرد ظاهرا بزرگ و نجیب، احساس می کند که به نحوی کمی او، استیونز، چیزی با شکل دادن سرنوشت جهان بود. به آرامی می پذیرم که لرد دارلونتون اشتباهات بزرگی انجام می دهد، استیونز را به کلی از بین می برد، همه چیز بی فایده است - مرگ پدرش را از دست داد، همراه با تعصب و تعصب، و از دست دادن شانس در عشق، گرمی و همراهی انسان. و در عین حال، در نهایت، فقط برای یک لحظه یا به همین ترتیب، نمای بی عیب و نقص از ترک های انگلستان با نگرش انگلستان و یک مرد پر دردسر مواجه با تحقق هایی است که برای جلوگیری از آن بسیار ناراحت کننده است: «واقعیت، البته، در حالی که @ من بهترین را برای لرد دارلینگتون به ارمغان آوردم. من او را به بهترین وجهی که من مجبور بودم داده بودم، و اکنون - خوب - متوجه میشوم که یک معامله بزرگ وجود ندارد که بتوانم بدهم. »-« --------- «لرد دارلینگتون یک مرد بد نبود. او مرد بدی نبود. و حداقل او دارای امتیاز توانایی در پایان عمر خود می گوید که او اشتباهات خود را ساخته است. پروردگار او یک مرد شجاع بود. او مسیر خاصی را در زندگی انتخاب کرد، اما ثابت کرد که یک اشتباه است، اما در آنجا، او این را انتخاب کرد، می تواند حداقل این را بگوید ....

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب بازمانده ی روز


 کتاب ارواح
 کتاب پسرانی از جنس روی
 کتاب بیابان
 کتاب همچنان به هیچ وجه
 کتاب اتاق روشن
 کتاب اتاق در بسته